تبليغاتX
وحدت امت اسلامی

کارشناسان و مسئولان کشور طی گفتگوهایی در رابطه با نقش اتحاد ملی و انسجام اسلامی در عزت و اقتدار ایران اسلامی و جهان اسلام، نامگذاری امسال از سوی مقام معظم رهبری را بسیار به موقع دانسته و تأکید کردند که تحقق واقعی وحدت ملی و انسجام اسلامی به ایجاد عزت و اقتدار و همچنین احیای آن در ایران و جهان اسلام منتهی می شود.

 

انسجام اسلامی عزت جهان اسلام را احیا می کند

 

دکتر محمد علی آذرشب، استاد دانشگاه تهران و رئیس مرکز مطالعات فرهنگی ایران و عرب در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آثار و پیامهای اتحاد ملی و انسجام اسلامی در عزت و اقتدار اظهار داشت: وحدت همواره باعث عزت می شود.

وی افزود: وحدت در شرایطی صورت می گیرد که جامعه زنده باشد و عدم تحقق این موضوع به عدم وجود ارتباط ارگانیک میان اعضای جامعه بر می گردد. این ارتباط زمانی به وجود می آید که حیات و زندگانی در جامعه جریان داشته باشد و چنین جامعه ای مصداق حدیث پیامبر می شود که می فرماید  اگر عضوی در یک بدن به درد آید سایر اعضا با آن همدردی می کنند. این حدیث پیامبر بوده که سعدی شاعر فقید آن را به نظم در آورده است.

دکتر آذرشب ارتباط ارگانیک میان اعضای جامعه و زنده بودن آن را عامل تحقق وحدت دانست که در نتیجه آن عزت و کرامت در آن محسوس خواهد بود.

وی استدلال کرد: حیات جامعه اسلامی در وحدت است و وحدت باعث عزت و سربلندی جامعه خواهد بود. اگر پراکندگی ایجاد شود حالت وازدگی، ناامیدی و احساس ذلت در جامعه به وجود خواهد آمد. در نتیجه ارتباط وحدت و عزت یک جامعه کاملا نمایان خواهد شد.

این استاد دانشگاه تهران با تأکید بر اینکه انسجام اسلامی کلمه بسیار زیبایی است و معنای هماهنگی، همدلی و همگامی است، یادآور شد: می توان ارکستر موسیقی را تصور کرد که هر کدام ساز خاص خود را می نوازند اما زمانی که همه آنها با هماهنگی و همگامی یک قطعه موسیقی را می نوازند، نوای زیبایی به گوش می رسد. بدین معنا که اختلاف ذوقها و سلیقه ها باید وجود داشته باشد اما نباید باعث درگیری شود بلکه باید انسجام را به وجود آورد .

وی گفـت: عده ای مسلمانان را به بدبین بودن متهم می کنند اما توطئه در میان جهان اسلام وجود داشته و مشهود و نمایان است، طرح مسئله انسجام اسلامی به موقع به جا بوده و می تواند باعث بازگرداندن عزت به جهان اسلام شود. چرا که این پراکندگی ها افول در احساس عزت جهان اسلام را موجب شده است .

 

همبستگی درونی ضرورتی برای دستیابی به عزت و اقتدار است

 

حجت الاسلام محمد رضا اعرافی رئیس مرکز جهانی علوم اسلامی اظهار داشت: در تعاریفی که برای عزت و اقتدار آمده معمولا بحث انسجام ، اتحاد ملی و همبستگی قومی و نژادی کشورهای مختلف مورد توجه قرار گرفته است. یک کشور زمانی می تواند به عزت و اقتدار دست یابد که از همبستگی درونی برخوردار باشد.

رئیس مرکز جهانی علوم اسلامی با اشاره به اینکه این همبستگی و اتحاد ملی در کشور ما از اهمیت خاصی برخوردار است، تصریح کرد: کشور پنهاور و پرجمیعت ایران دارای تنوع قومی، نژادی و مذهبی گسترده است که مجموعه آنها به علاوه قومیتها و زبانها و مناطق مختلف برای یک کشور امتیاز محسوب می شود. زمانی این تنوع و سرمایه های مختلف ما موجب عزت و اقتدار و عظمت یک کشور می شود که ارتباط آنها چون نخی که دانه های تسبیح را به یکدیگر متصل می کند محکم باشد و این مجموعه در خدمت سیستم و نظام واحد قرار گیرد.

وی همچنین با اشاره به اهمیت انسجام اسلامی برای امت مسلمان گفت: ایران پس از انقلاب اسلامی فعالیتهای خود را به صورت پوشیده انجام نمی دهد، بلکه برای جهان پیامی دارد و این پیام همبستگی برون مرزی با امت اسلامی و انسجام اسلامی است که منشأ دسترسی به اهداف و پیشرفت آرمانهای ایران اسلامی تلقی می شود.

 

اساس اقتدار ملت ایران و جهان اسلام وحدت و انسجام اسلامی است

 

آیت الله محمد علی تسخیری دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی درباره پیامدهای اتحاد ملی و انسجام اسلامی در عزت و اقتداری ملی اظهار داشت: اگر بتوانیم با ایده های جمهوری اسلامی را در جهان اسلام جای داده و آن را تقویت کنیم وحدت و انسجامی را در جهان اسلام به وجود آوریم به طور طبیعی اقتدار اسلامی ما قوی تر می شود و این امر می تواند اثرات مثبتی در اتحاد ملی ما داشته باشد.

وی افزود: جای دادن این ایده ها باعث می شود که ملت ایران بیش از پیش احساس کند رسالت جهانی داشته و باید در راه تحقق این رسالت فداکاری و کوشش بیشتر انجام دهد و پشت سر رهبر قوی، محکم و استوار خود حرکت کند. اساس اقتدار ما اتحاد است. اگر ملت ما رسالت جهانی خود را از یک طرف انجام دهد و شرایط دشمن را درک کند، می تواند مسئله وحدت و اتحاد را تقویت کند و به سوی اهداف خود حرکت کند.

دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی یادآور شد: یکی از راه های اقتدار امت اسلامی مسئله انسجام اسلامی است ، اما جهان اسلام باید احساس کند که دشمن میان مسلمانان هیچ تمایزی قائل نیست و همه آنها در راه شکست اسلام حرکت می کنند. این احساس همه مسلمانان را وادار خواهد کرد که متحد، قوی و آگاه شوند و با موضعگیری استراتژیک واحد در مقابل چالشهای بزرگ حرکت کنند.

 

اتحاد و انسجام راهکاری اساسی برای احیای اقتدار جهان اسلام است

 

آیت الله سید احمد خاتمی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران گفت: آثار بدیهی اتحاد ملی و انسجام اسلامی اقتدار جهان اسلام و اقتدار ایران اسلامی است. جهان اسلام قدرتی بزرگ است که متأسفانه با پراکندگی هایی که دشمنان ایجاد کرده اند این قدرت تضعیف شده، اما دشمن به این مقدار نیز قانع نیست بلکه می خواهد به کلی مردم مسلمان و مجموعه جهان اسلام را متلاشی کند بنابراین مسئله وحدت ملی و انسجام اسلامی در حقیقت گامی برای بازگرداندن اقتدار از دست رفته جهان اسلام محسوب می شود.

آیت الله خاتمی تصریح کرد:  یک دولت جعلی بی اساس چون صهیونیست با جمعیت حدود 2 میلیون تلاش می کند به علت پراکندگی جهان اسلام، به این دین آسمانی با داشتن جمعیتی حدود یک میلیارد و نیم مسلمان ضربه بزنند و خود را برای وارد کردن ضربه های کاری به اسلام مصمم می دانند، گرچه تاکنون ناموفق بوده اند.

امام جمعه موقف تهران تأکید کرد: اگر جهان اسلام و دولتهای اسلامی به راستی مسلمان بودند و به قرآن عمل می کردند امروز خبری از رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی نبود. بر این اساس انسجام اسلامی و اقتدار جهان اسلام و همچنین وحدت ملی پاسخگوی همه توطئه هایی است که دشمنان علیه ایران اسلامی دارند. انسجام اسلامی به معنای آن است که جهان اسلام بر مشترکات خود تأکید کنند که این امر آنها را در مقابل دشمنانی قرار می دهد که اساس اسلام را مورد هدف قرار داده اند. مسلمانان باید با تکیه بر مشترکات که تعداد آنها قابل توجه است و پرهیز از  تشنج، جنجال در مسائل مورد اختلاف است انسجام اسلامی را گسترش دهند.

آیت الله سید احمد خاتمی تصریح کرد:  معنای انسجام اسلامی دست برداشتن از ایده حق خود نیست بلکه معنای آن تأکید بر مشترکات و مبارزه با دشمنانی است که اساس اسلام را مورد هدف قرار داده اند.


 
تحقق اتحاد ملی و انسجام اسلامی اقتدار مسلمانان را تقویت می کند

 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: نمود بیرونی تحقق اتحاد ملی و انسجام اسلامی افزایش عزت و اقتدار ملی و نمایش این افزایش محسوب شده و ابعاد جهانی قدرت اسلام و مسلمانان را آشکارتر کند.

منیره نوبخت عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی یادآور شد: در هر شرایط در کشور یا در میان امت اسلامی یک میزان خاص عزت و اقتدار وجود دارد، اما نمود بیرونی اتحاد و انسجام می تواند بستر مناسبی برای نمایش و تقویت آن باشد . در شرایط فعلی تأکید مقام معظم رهبری بر این دو موضوع مهم اتحاد ملی و انسجام اسلامی به علت موقعیت خاص ایران در سطح بین المللی و منطقه صورت گرفته است که البته پس از پیروزی و استقرار نظام جمهوری اسلامی کشور ایران به نوعی و به دلایلی در سطح بین المللی مطرح بوده، اما در حال حاضر این وضعیت شکل خاصی دارد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: اگر در سطح داخلی کشور بتوانیم پیوندهای اقشار مختلف جامعه را تقویت کنیم، هماهنگی و همراهی آنها بیشتر می شود و این امر می تواند تأثیر مستقیمی در نمایش عزت و اقتدار ملی در سطح بین المللی داشته باشد.: به هر میزانی که در درون جامعه از وحدت و انسجام برخوردار باشیم در سطح بین الملل مسئولین نظام به پشتوانه آن می توانند حضور مقتدری داشته باشند.

رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان تصریح کرد: تعریف انسجام برای بیرون از مرزهای ایران اسلامی همفکری و هماهنگی و همگامی مسلمانان جهان را به دنبال خواهد داشت که حتی با وجود مرزهای تعریف شده می توانند با همفکری، هماهنگی و همکاری انسجام بیشتری داشته باشند . روشن است که  مشکلات امروز جهان اسلام، با توجه ویژه به انسجام مسلمانان از بین رفته و ابعاد جهانی اسلام نیز آشکارتر می شود.

 

تحقق انسجام اسلامی عزت و اقتدار مسلمانان جهان را در پی دارد

 

حجت الاسلام محمد حسن اختری دبیر کل مجمع جهانی اهل بیت (ع) در گفتگو با خبرنگار مهر در رابطه با آثار و پیامهایی که حفظ وحدت ملی و انسجام اسلامی می تواند برای مسلمانان به همراه داشته باشد، گفت: وحدت ملی که خود به خود قدرت ملی و یکپارچگی کشور ایران را شکل داده، باعث هماهنگی و همکاری در انجام مأموریتها و مسئولیتهای داخلی و خارجی کشور خواهد شد.

اختری تأکید کرد: در چنین شرایطی فرصتها و استعدادها به جای آن که در زمینه نفی یکدیگر و یا گروه ها و مجموعه ها صرف شود، در خدمت پیشرفت و توانمندی کشور به کار می رود .

وی وحدت ملی را یکی از ارکان اساسی خردمندی جامعه و ملت توصیف کرد و با اشاره به آیه 46 سوره انفال گفت: خداوند در قرآن فرموده است "ولا تنازعوا فتشلوا و تذهب ریحکم؛ نزاع نکنید، تا سست نشوید، و قدرت شما از میان نرود."  اختلاف همواره نیروها را هدر می دهد. فرصتها را از انسان گرفته و باعث می شود نیروها به مقابله با یکدیگر برخواسته و از اهداف اساسی و تلاش برای پیشرفت و ترقی باز بمانند.

دبیر کل مجمع جهانی اهل بیت تصریح کرد: از آنجا که دنیای اسلام جمعیت بزرگ یک میلیارد و نیمی جهان را در برگرفته و کشورهای متعددی در این مجموعه قرار گرفته اند با داشتن امکانات و توانمندی و ثروتهای زیرزمینی و خدادادی از قدرتی بزرگ و عظیم در دنیای امروز به حساب می آیند، به طوری که مسلمانان یک چهارم جامعه بشری را به خود اختصاص داده اند . این یکپارچگی ملتهای مسلمان و کشورهای اسلامی می تواند به وجود آورنده قدرتمندی جامعه اسلامی باشد و قطب اسلامی را تشکیل دهد، از سوی دیگر می توان از آن به عنوان قطبی غنی و سرشار از ذخائر و امکانات خدادادی یاد کرد.

وی گفت: امت مسلمان دارای اندیشمندان و فرهیختگان بزرگی است که در صورت متحد شدن می توانند بزرگترین معضلات علمی و فن آوری ها را از بین برده و به مدارج بزرگ و قله های علم، هنر، فن و تکنیک دست یابند. انسجام جامعه اسلامی برای یکایک کشورهای اسلامی عضو این مجموعه پتانسیلی برای قدرت است. بنابراین بدیهی است انسجام اسلامی اقتدار ملی را نیز به دنبال خواهد داشت. یک منظومه متحد دارای قدرتی بزرگ و سرشار خواهد بود و هر کدام از اعضای این منظومه از این قدرت بهرمند شده و خود نیز قدرتمند می شود.

 

وحدت قرآنی عاملی برای دستیابی مسلمانان به عزت و اقتدار است

 

فاطمه آلیا عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی درباره آثار و پیامدهای اتحاد ملی و انسجام اسلامی در اقتدر و عزت ملی اظهار داشت: عمل به وحدتی که در قرآن مورد تأکید قرار گرفته تضمین کننده اقتدار و عزت خواهد بود.

وی با اشاره به انسجام مسلمانان جهان که به عزت منتهی می شود گفت: مقصود از انسجام معنای لفظی آن نیست؛ بلکه باید به معنای عملی آن توجه کرد. اگر مسلمانان با یکدیگر منسجم باشند در موارد ضروری و همچنین در برابر توطئه دشمنان هماهنگ عمل کرده و در واقع به صورت منظومه منظمی تبدیل می شوند که باعث می شود برنامه ریزیهای دشمنان با عدم موفقیت رو به رو شود.

آلیا با تبیین معنای حقیقی امت اسلامی گفت: در واقع امت اسلامی تعبیر درست مسلمانان انسجام یافته است که در هر کجای دنیا زندگی می کنند برای خود مرزی نمی شناسند و مرزهای جغرافیایی نمی تواند آنها را از یکدیگر جدا کند، چرا که آنها زیر چنگ انسجام قرار داشته و یک پیکره واحد هستند. اتخاذ موضعگیرهای هماهنگ و ایجاد مانع در برنامه ریزیهای دشمنان نشانه عزت و اقتدار اسلام است. اقتدار به معنای نشان دادن قدرت در عمل است وقتی جمعیت جهان اسلام به عنوان یک امت واحده در مقابل توطئه های دشمن بایستند خود از مصادیق عزت است.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی یادآور شد: وهابیت و سایر فرقه های تحریف شده ای که به نام اسلام تشکیل شده در میان جامعه اسلام هستند و خود را به عنوان مسلمان معرفی می کنند، زمانی فتوایی مبنی بر تخریب اماکن مذهبی شیعیان صادر می کنند از آن سوی دنیا در آمریکا فرد دیگری در تکمیل این اظهارات خواستار تخریب مکه و مدینه می شود. دو حرم شریفی که مسلمانان به نحوی به آن اعتقاد دارند که در بحث انسجام اسلامی خدا، پیامبر و قبله مشترک مسلمانان بیش از سایر موارد بر آن تمرکز می کنند. اگر مسلمانان با هوشیاری و بیداری این دو موضعگیری را ارتباط داده، آن تحیل کنند و به نتیجگیری واحد دست پیدا کنند، تحقق عزت مسلمین حاصل خواهد شد.

نماینده شهر تهران در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: وحدت همواره عزت آفرین بوده است. پیروزی به دنبال وحدت شکل می گیرد چرا که تمام قدرت در مرکزیتی مجتمع می شود. اما پیروزی معنوی وحدت همان عزت و اقتدار است. در قرآن آمده دست خدا با جماعتها است. هر جا مسلمانان متحد شوند قدرت الهی نیز آنها را یاری کرده تا به پیروزی برسند . اگر مسلمانان متحد شوند قدرت معنوی آنها براساس اظهارات آنها بیست برابر خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 20:49  توسط محبوبه سادات . ارقول  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

از اولين اقداماتي که رسول گرامي اسلام(ص) بعد از تشکيل حکومت اسلامي در شهر مدينه انجام داد و به وسيله آن آيين آسماني خود را تقويت کرد، همبستگي مسلمانان در ظاهر و باطن بود.

آن حضرت مسلمانان را همچنان که در ظاهر به گرد پرچم اسلام جمع شده بودند و همه آنان لا اله الا الله گويان در اطراف پيامبر حلقه مي زدند، دلها و باورهايشان را نيز با اسلام و کلمه توحيد به هم نزديک کرد و روح برادري و همدلي را بر وجود آنان دميد و به اين ترتيب ، از سويي همبستگي ملي مسلمانان کامل شد و از سوي ديگر خطر تفرقه ، يکي از مهمترين خطراتي که اين آيين جهاني را تهديد مي کرد و بيم آن مي رفت که جمعيت نوپاي مسلمانان را پراکنده کند، از ميان برداشته شد.

اعلام همبستگي ميان مسلمانان با اجراي برنامه عقد اخوت از سوي پيامبر عظيم الشان اسلام که از سوي خداوند متعال ماموريت يافته بود، به نحو شايسته اي پايان پذيرفت.

آن حضرت به اين وسيله ميان ياران و هواداران خويش پيمان برادري جاري کرد و در محفل انسي که تشکيل يافته بود، به مسلمانان فرمود: هر يک از شما با يک نفر از مسلمانان پيمان اخوت ببندد.

مورخان اسامي افرادي را که در محفل اخوت با يکديگر پيمان برادري بستند ثبت کرده اند. رسول اکرم آن روز طرفين عقد را خودش تعيين مي کرد و خطاب به تک تک مسلمانان مي فرمود: فلاني! تو برادر فلاني هستي! سيره نويسان در حاشيه اين مراسم سرنوشت ساز گزارش کرده اند که : کار اخوت به پايان رسيده بود.

ناگهان علي ع با چشمان اشکبار عرض کرد: يا رسول الله! ياران خود را با يکديگر برادر کردي ولي ميان من و يک نفر از مسلمانان عقد اخوت جاري نکردي! پيامبر به علي ع فرمود: يا علي! انت اخي في الدنيا و اخي في الاخره. علي جان! تو در دنيا و آخرت برادر من هستي. به اين ترتيب ، پيام قرآني همبستگي را در قالب «انما المومنون اخوه»

از شهر مدينه به سرتاسر جهان و تمام نسلهاي آينده اعلام کرد. به مناسبت اهميت اين پيام قرآني و ضرورت همبستگي مسلمانان عالم بويژه امت اسلامي ايران ، شيوه هاي حفظ همبستگي در پرتو قرآن را در اين نوشتار پيگيري و موارد اهم آن را بررسي مي کنيم.


پيروي از پيامبر و اهل بيت

يکي ديگر از شيوه هاي کلام الهي براي حفظ وحدت و همبستگي تمسک به ولايت و امامت اهل بيت است. عشق به اهل بيت ، الگوبرداري از سيره اخلاقي و رفتاري آنان ، يادآوري فضايل و مناقب علي ع و پيشوايان معصوم بعد از آن حضرت از جمله سفارش هاي قرآن در زمينه همبستگي امت اسلام است.

امام باقردر تفسير آيه «به ريسمان الهي تمسک کنيد و پراکنده نشويد»، مي فرمايد: آل محمد (صلي الله عليه وآله) همان حبل الله متين است که خداوند امر کرده مردم به آن تمسک کنند و امام کاظم فرمود: علي بن ابي طالب (عليه السلام) همان حبل الله متين است.

همچنان که در برخي روايات حبل الله به قرآن تفسير شده است. طبق اين بينش ، فرمان خداوند در پيروي و تمسک به قرآن و اهل بيت در اين آيه با کلام نبوي در آخرين لحظات زندگي پربارش توضيح داده شده است که آن حضرت وصيت کرد: من در ميان شما 2 امانت ارزشمند مي گذارم ، کتاب خدا و عترتم که اهل بيت من هستند و آن دو هرگز از هم جدا نمي شوند تا اين که در کنار حوض کوثر به نزد من آيند، مادامي که به آن دو تمسک مي کنيد، هيچ گاه گمراه نخواهيد شد.

ترغيب به گردآمدن مردم در حول رهبري آل محمد (صلي الله عليه وآله) ، يکي از شيوه هاي قرآني است که آنان را از تفرقه و تشتت دور نگه مي دارد و به وحدت و يکپارچگي نزديک مي کند.

حضرت فاطمه زهرا در اين رابطه فرمود: خداوند متعال اطاعت ما اهل بيت را مايه نظم و آرامش و امانت و رهبري ما را براي جلوگيري از تفرقه و جهاد را براي حفظ عزت اسلام قرار داد.

آيات تطهير، مودت ذي القربي ، اکمال ، ابلاغ ، منزلت ، مباهله و هل اتي بيانگر همين شيوه قرآن درخصوص همبستگي بر محور محمد و آل محمد (صلي الله عليه وآله) است. اگر ما بتوانيم اهل بيت را به عنوان الگوهاي ممتاز انسانيت و مروجان کامل ترين معارف بشري در عرصه جامعه مطرح کنيم و به عموم بشناسانيم ، نوعي وحدت و همبستگي ارزشمندي تحت پرچم اهل بيت در ميان پيروان و مشتاقان فضيلت و کرامت ايجاد خواهد شد.

خداوند متعال درباره محوريت ارزشهاي الهي و رهبري پيامبر اسلام و اولياي خدا ميفرمايد: «اي کساني که ايمان آورده ايد! و پيامبر خدا و کساني را که از ميان شما صاحبان امر هستند، اطاعت کنيد و هر گاه در موضوعي اختلاف داشتيد، به خدا و رسول عرضه کنيد و از آنان داوري بخواهيد.»

به اين ترتيب ، خداوند متعال در قرآن کريم وحدت بر محور رهبري خدا و رسول و جانشينان آن حضرت را عامل حفظ همبستگي و اتحاد مردم معرفي مي کند. حتي در سوره انفال ، پي آمد فاصله گرفتن از پيامبر(صلي الله عليه وآله) و رهنمودهاي حياتبخش آن بزرگوار را موجب اختلاف و تشتت و خواري مردم قلمداد مي کند و با تاکيد بيشتري بر اين عامل همبستگي پاي مي فشارد و مي فرمايد: «از خدا و پيامبرش اطاعت کنيد و نزاع و کشمکش نکنيد تا سست و ضعيف شويد، در اين صورت قدرت و شوکت شما از ميان مي رود، بلکه در پاسداري از همبستگي و اطاعت از فرمان پيامبر صبر و استقامت ورزيد که خداي سبحان به همراه استقامت کنندگان است.»

همچنان که رسول اکرم به عنوان محور وحدت و همبستگي مسلمانان برکات و آثار فراواني را به آنان به ارمغان آورد، کينه هاي ديرينه و خصومت هاي قديم تبديل به مهر و محبت شد و آنان توانستند پرچم اسلام را در مدت کوتاهي در مناطق دورافتاده جهان برافرازند و انسان هاي تشنه عدالت و فضيلت را از معارف ناب نبوي سيراب کنند.

مولوي در اين زمينه مي گويد:

نفس واحد از رسول حق شدند

ورنه هر يک دشمني مطلق برند

کينهاي کهنه شان از مصطفي

محو شد در نور اسلام و صفا

آفرين بر عشق کل اوستاد

صدهزاران ذره را داد اتحاد

همچو خاک مفترق در رهگذر

يک سبوشان کرد دست کوزه گر

آري عشق راستين به خدا و اولياي الهي و پيروي از رهنمودهاي انسان ساز آن گراميان ، مي تواند باعث وحدت و همبستگي شود. همان طور که موجودات مادي مانند خاکهاي پراکنده با دست هنرمند کوزه گر موجب يگانگي و اتحاد آنان مي شود.

البته همبستگي اجسام که برمبناي آب و گل پديد مي آيد، ناقص و خيلي متفاوت از اتحاد ارواح و قلبهاي مردم است؛ زيرا جسم براي مدتي محدود و کوتاه ادامه مي يابد و با مرگ همبستگي مادي زايل ميشود؛ ولي وحدت راستين ارواح انسان هاي پاک جاودانه است و در سراي آخرت نيز ادامه خواهد داشت.

در هر صورت ، اطاعت از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و جانشينان آن پاک سيرت ، موجب همبستگي امت اسلام است و وحدت حقيقي شوکت و عزت و استقلال مسلمانان را به همراه دارد.


تعميق روابط حسنه ومعاشرت هاي اسلامي

بدون ترديد، ايجاد روابط سالم و پسنديده در افراد جامعه ، موجب اعتماد و اتحاد آنان خواهد بود. گسترش اخلاق اسلامي و فضايل انساني ، محبت ، صميميت و اعتماد عمومي را در بين افراد رواج مي دهد و بدون کمترين مشکلي همبستگي ملي را به وجود مي آورد.

قرآن کريم با بهره گيري از شيوه هاي کارآمد تربيتي در اين مسير کوشيده و پيروان خود را به سوي وحدت حقيقي هدايت مي کند.

امانت داري ، صله رحم، راستگويي ، عيادت از بيماران ، کمک به مستمندان، شرکت در تشييع جنازه مسلمانان ، خودداري از آزار ديگران، رعايت حقوق فردي و اجتماعي ساير مسلمانان، پرهيز از غيبت و بهتان و آبروريزي انسان هاي ديگر، انفاق، احسان ، عفو و گذشت ازجمله آموزه هاي قرآني در راه ترويج خصايل و صفات والاي اخلاقي و انساني است.

در جامعه اي که معاشرت صحيح و آداب انساني در ميان اقشار مختلف و لايه هاي دروني آن نفوذ يافته باشد، وحدت و همبستگي حقيقي محقق خواهد شد.

همه به همديگر عشق مي ورزند و از حقوق يکديگر محافظت مي کنند و همانند اعضاي يک پيکر منسجم و هماهنگ زندگي خواهند کرد.اساسا وحدت بر محور ارزشهاي والاي انساني مستحکم و قوي بوده و پايدار خواهد ماند، اما همبستگي بر ارزشهاي موقتي و ساختگي و غيرالهي ناپايدار و زودگذر است.

قرآن معيار و برتري را تقوا و پارسايي مي داند و مي فرمايد: «اي مردم! ما شما را از مرد و زن آفريديم و شما را گروهها و قبيله هاي مختلف قرار داديم تا يکديگر را بهتر بشناسيد،{اما هيچ کدام از اينان مايه برتري و محور همبستگي واقعي نيست} بلکه گرامي ترين شما نزد خداوند پارساترين شماست.»

اصلاح ذات البين از ديگر شيوه هاي قرآني در همين موضوع است. قرآن بيشترين اهميت را به سالم سازي روابط انساني مي دهد و مي فرمايد: «مومنان برادر يکديگرند پس ميان برادرانتان صلح و آشتي برقرار کنيد.»

براساس اين شيوه اگر فضايل اخلاقي در تمام سطوح و لايه هاي دروني جامعه توسعه پيدا کند فضايي آکنده از انسانيت و اخلاق اسلامي همه جا را فرا مي گيرد و يک نوع همبستگي دروني و معنوي ميان مردم حاکم مي شود.

آنان نه تنها با همديگر اختلاف ندارند و هر کس راه جداگانه اي را براي خود انتخاب نمي کند، بلکه همه به يکديگر احترام و شخصيت قائلند پيشنهادها و خواسته هاي همديگر را مي پذيرند و ياري به همنوع خود را افتخار خود مي دانند.

چرا که تفرقه در روح حيواني بودنفس واحد روح انساني بودرشد فضايل موجب مي شود مرد و زن و کودک و جوان و پير و ديگر آحاد جامعه حقوق همديگر را رعايت کنند و به اين ترتيب همه از همديگر راضي خواهند بود و آزار و ناراحتي برادر دينياش را تحمل نخواهد کرد.

امام صادق فرمود: مومنان با يکديگر برادرند و همگي فرزندان يک پدر و مادر هستند و هرگاه به يکي از آنان ناراحتي و مصيبت وارد شود، ديگران در غم او خوابشان نمي برد.

در اين فضاي الهي خودخواهي ها از ميان رفته و به همکاري و همياري بدل مي شود. اميرمومنان علي (عليه السلام) در اين زمينه بيشتر توضيح داده و ريشه تفرقه را وجود صفات زشت انساني و رذائل اخلاقي بيان مي کند و در خطبه 113نهج البلاغه مي فرمايد: شما برادران ديني يکديگر چيزي جز پليدي درون ، نيت زشت شما را از هم جدا نساخته و موجب تفرقه نشده است.

نه يکديگر را ياري مي دهيد و نه همکاري و خيرخواهي و بخشش و دوستي مي کنيد در نتيجه تعاون همياري و نصيحت و بذل و بخشش و دوستي و محبت از ميان شما رفته است.


گسترش عدالت

يکي از مهمترين راهکارهاي قرآن براي تقويت و حفظ همبستگي ملي در جامعه اهميت دادن به عدالت در همه ابعاد آن ميان آحاد جامعه است.

قرآن در آيات متعددي بر اجراي عدالت تاکيد مي کند و حتي مهمترين فلسفه بعثت انبيا را برپايي قسط و عدل مي داند و مي فرمايد: «ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و آنها بر کتاب و ميزان نازل کرديم تا مردم به عدالت قيام کنند.»

اگر عدالت در ميان مردم برقرار شود و آنان از نگراني هاي تبعيض و ناعدالتي و از رحمت و رنج فقر و محروميت رها شده و به امنيت و آسايش برسند، اتحاد و همبستگي در ميان آنان تقويت خواهد شد.

همچنان که امام هفتم فرمود: «اگر عدالت اجتماعي در ميان مردم عملي شود آنان بي نياز مي شوند.» با اجراي عدالت ، برکات الهي نازل شده و رفاه و امنيت مردم افزايش مي يابد و چون مردم احساس مي کنند تبعيض و ناعدالتي از جامعه رخت بربسته، همه يکدل و يک جهت با زمامداران جامعه متحد شده و براي پيشرفت و ترقي همه جانبه تلاش مي کنند.

قرآن براي عملي شدن عدالت اجتماعي که ضامن همبستگي و اتحاد مردم نيز هست ، راهکارهاي مختلفي ارائه مي دهد. تشويق به احسان ، انفاق ، پرداخت زکات ، رسيدگي به محرومان و مستضعفان و اطعام ، برخي از طرحهاي قرآني براي رفع فقر و ناعدالتي در جامعه مي باشد.

طبق اين شيوه اگر کارگزاران جامعه همبستگي و اتحاد مردم را طالب باشند، بايد براي رفع فقر و تبعيض به پا خاسته و با تمام وجود در برپايي عدل بکوشند. و متقابلا اگر ظلم و ستم در ميان مردم رواج يابد، استعدادها سرکوب شده اعتماد به مسوولان از ميان رفته و مردم به همديگر بي اعتماد مي شوند و در نتيجه همبستگي اجتماعي از ميان مي رود و اعتماد عمومي به بدبيني و سوئتفاهم بدل خواهد شد.

قرآن در سوره انفال ارتباط عدالت عملي و همبستگي مسلمانان را مورد توجه قرار داده و مي فرمايد: «بگو پروردگارم مرا به عدالت امر کرده و اين که در مساجد حضور يابم و با دين خالص عبادت نمايم و رو به سوي او کنم.»

در اين آيه اول امر به عدالت عملي شده است و آن گاه حضور در مساجد و شرکت در عبادت عمومي در يک صف واحد و با اخلاص نيت مورد تاکيد قرار گرفته است و اين تقارن ، بيانگر ارتباط عميق عدالت اجتماعي و همبستگي معنوي مسلمانان است.


تقويت فرهنگ انتظار

قرآن کريم در آيات نوراني خويش مردم را به ظهور مهدي موعود، يگانه منجي عالم بشريت فرا مي خواند. در سوره انبيا مي خوانيم : «در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتيم : بدون ترديد در آينده بندگان شايسته ام وارث حکومت زمين خواهند شد.»

حضرت باقر (عليه السلام) اين آيه را به ياران و اصحاب حضرت مهدي عج تفسير نمود. اميرمومنان علي (عليه السلام) در تفسير آيه «ما اراده کرده ايم که بر مستضعفين منت بگذاريم و آنان را امامان و رهبران وارث زمين قرار دهيم.»

فرمود: اين گروه پيروز آل محمد (صلي الله عليه وآله) هستند، خداوند متعال مهدي آل محمدعج را بعد از زحمت و سختي که بر آنان وارد مي شود برمي انگيزد و به آنان عزت مي دهد و دشمنانشان را خوار و ذليل مي کند.

افزون بر اين ، آيات متعددي از قيام آن وجود گرامي خبر مي دهند و حقيقت جويان و سعادت طلبان عالم را به انتظار ظهور چنين رهبري فرا مي خوانند.

طبق اين شيوه قرآني تقويت و توسعه انديشه انتظار مي تواند به اتحاد و يگانگي دلهاي مردم ياري نموده و با اين فرهنگ وحدت آفرين و اميدبخش به همبستگي ملي در جامعه رونق بخشيد.

زيرا اگر فلسفه انتظار و دستاوردهاي مثبت قيام مهدي عج به مردم ستم ديده و خسته از ظلم و بيداد مستکبران عالم گفته شود، آنان يکدل و يک زبان به انتظار ظهور رهبر آسماني نشسته و تحقق خواسته هاي قلبي خود را در برنامه هاي دولت کريمه حضرت مهدي عج جستجو خواهند کرد.

آنان اگر با فرهنگ انتظار آشنا شوند، تمام تفرقه ها و تشتت ها را با آرزوي ظهور امام زمان عج پايان يافته تلقي مي کنند و هر کدام از هر حزب و گروه و نژادي ، ظهور دولت اميدآفرين حضرتش را از دل و جان آرزو مي کنند و يکپارچه از خداوند متعال مي خواهند: «پروردگارا! پراکندگي و تفرق ما را به وسيله آن رهبر گرامي به جمعيت و وحدت بدل فرما و پريشاني امور را به وجودش اصلاح فرما! و نقايص و شکافهاي کار ما را به وسيله وجود آن ذخيره الهي اصلاح و جبران نما! و تعداد ما را فراوان و خواري و کوچکي ما را با وجودش به عزت و شکوه بدل ساز!»

آري امام عصرعج ضامن وحدت و همبستگي مردم بر محور حق و پارسايي است و نشستن به انتظار آن وجود گرامي که مايه وحدت و همدلي است ، مطمئنا جامعه را به سوي اتحاد و يگانگي خواهد برد، همچنان که در دعاي ندبه زمزمه مي کنيم : «کجاست آن آقايي که مردم را بر وحدت کلمه تقوي و دين گرد خواهد آورد.»


رفع موانع همبستگي

در طول تاريخ همواره کساني بوده اند که همبستگي و اتحاد مردم با مقاصد شوم و شيطاني آنان در تضاد بوده است. اينان براي حفظ منافع نامشروع خود با ايجاد موانع راه وحدت مسلمانان را ناهموار و گاهي مسدود کرده اند.

به همين دليل يکي از راههاي حفظ همبستگي و تقويت آن زدودن موانع و مشکلات اتحاد اسلامي است. عواملي که تلاش مي کنند يکدلي و هماهنگي مردم شکل نگيرد، افرادي منحرف ، بيگانه پرست و گروههاي نفاق محسوب مي شوند.

قرآن کريم خطر اين عوامل را به مسلمانان گوشزد کرده و آنان را به هوشياري در مقابل اين گروهها دعوت مي کند. خداوند در آيات متعددي از چهره زشت اين افراد پرده برداشته و صفات نکوهيده را به مردم مي شناساند و مي فرمايد: آنان ميگويند به همراهان و هواداران رسول خدا (صلي الله عليه وآله) ياري نکنيد تا از اطراف او پراکنده شوند.

غافل از اين که خزائن و گنجينه هاي آسمان و زمين از آن خداست ، ولي اهل نفاق نمي فهمند.»

قرآن کريم چنان با قاطعيت با گروههاي نفاق افکن و عوامل وحدت ستيز برخورد مي کند که به رهبر مسلمانان دستور مي دهد مسجد ضرار را که به عنوان مرکز تفرقه و اختلاف و توطئه درست شده است تخريب نمايد و به صراحت توطئه هاي وحدت شکن منافقان را افشا مي کند و مي فرمايد: کساني که مسجدي ساختند تا به وحدت مسلمانان ضرر بزنند {و همبستگي آنان را هدف گرفته اند} در آنجا کفر را تقويت نموده و ميان مومنان تفرقه ايجاد مي کنند تا پناهگاهي براي محاربان با خدا و رسول او باشد و براي پوشانيدن انگيزه هاي شوم خود مي گويند {ما جز نيکي و خدمت نظر ديگري نداريم).

اما خداوند گواهي ميدهد که آنان دروغ مي گويند. {يا رسول الله!}هرگز در آن مسجد به عبادت نايست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 20:45  توسط محبوبه سادات . ارقول  | 

***بسم الله الرحمن الرحیم***
 
 
 
ویژگیهای ممتاز کشور عزیز اسلامی ایران ، . خصوصیاتی مانند :
-        موقعیت استثنایی بین قاره ایی {تقاطع قاره ها}
-        انرژی و سوخت چند گانه { معادن نفت ، گاز، اورانیوم و ..}
-        پایگاه فکر و عقیده  ، اصول گرایی نوین و اندیشه  ضد کلنیالیستی { استعمار کهنه}
-        تقاطع استراتژیک جاده ابریشم قدیم و معبر کابل فیبر نوری نوین {غرب به شرق}
-        ژئوپلتیک کنترل و مهار روسیه ، چین و هند .
-        استعداد و نیروی انسانی با عظمت
-        توسعه و رشد یافتگی های حیرت آور و خیره کننده 
-        وسعت جغرافیایی و جمعیت فراوان
-        و...
طمع ، حسادت و حساسیت استکبار جهانی و عواملش ، علیه جمهوری اسلامی ایران را وسوسه انگیز و صد چندان نموده است .
از سوی دیگر  ابرقدرتهای اشغالگر و خون ریز،  همه روزه شاهد رسوایی ،  افشای ماهیت ستمگری و  استکباری ، تحقیر و گرفتاریهای مهلک خود از عراق تا لبنان و حتی تا قلب مغرب زمین هستند که بدون توجه به ماهیت رفتار تاریخی خود و تحول در افکار عمومی جهانی ، تمام ناکامی ها و پس رفتهای کنونی را به نحوی مرتبط با پیدایش نظام سیاسی اسلام و انقلاب اسلامی می دانند .  
در چنین شرایطی  برای به تحقیر این نظام از هیچ  تهدید ، تحریم ، تحریک ، تفرقه ، تجزیه ، تحقیر ، تخدیر و تضعیف ، ممکنی ، فروگذار نیستند .
البته به وعده ها و قدرت خداوند و قصص قرآن دل خوش داشته ایم که در طول تاریخ ستمگرانی بزرگتر از این ابر قدرتها و مستضعفینی کوچکتر از ما به یاری خداوند متحول و دگرگون شده اند .
یکی از ارکان اساسی اقتدار ، جامعه و مردم هستند که در صورت اتحاد و انسجام ،  بزرگترین استعداد برای افتخار آفرینی هستند .
یگانگی ، سازش ، آشتی و یکی بودن گروهی از مردم برای مقصد و مرام واحد ، که مجموعه ی مشترکی را تشکیل دهد ، به وحدت ملی تعریف می شود  . منظور از وحدت ،  موافقت و رضایت عموم مردم و یا اعضاء یک جامعه است که باوجود زبان ، نژاد ، مذهب ، آئین و رسوم متفاوت ، در موردی معین و خاص حاصل می گردد .
تنوع اقوام ، نژادها ، آداب ، ادیان و مذاهب در داخل کشور ، اقتضای ایجاد وحدت برای بهربرداری افتخارآمیز از این فرصت ملی ، به ویژه در شرایط کنونی  می نماید . 
نظم ، استحکام ، سهولت ویگانگی نیز معنایی برای انسجام است . که فقدان و خلاء آن در بین مردم مسلمان جهان موجب از هم گسیختگی و حتی تفرقه و تشتت تا فرریزی نظامهای سیاسی آنها گردیده است .
از جمله بدیهیات و مقتضیات پایداری ، رشد و توسعه یافتگی  و همچنین امنیت در برابر بیگانگان ، وحدت و انسجام ملتهاست ؛ در مقابل ، تجربه و عقل نشان مید هد که فقدان وحدت درجامعه موجب فقر، عقب ماندگی و حقارت ملتها می گردد . باوجود وحدت ، احتلافات بزرگ و کوچک داخلی نیز توسط خردمندان ملت حل و فصل می گردند ، در غیر این صورت و به ناچار باید سایه شوم بیگانه را تحمل کرد .
استعمار گران در تاریخ  معاصر معمولاً ترجیح داده اند تا برای بدست آوردن سرمایه وثروت یک کشور از روش تفرقه و سقوط { به دامن دلخواه } بهره مند گردند . گفته می شود انگلیسیها صدو سه سال قبل ( 1904م . 1283ش) بصورت میهمان ، یعنی بدون توپ و تانک و هواپیما ! و حتی کشتی ، بر شیوخ فلسطین ، که جزء قلمرو امپراطوری  عثمانی محسوب می شد ، وارد شدند ؛ با طرح و القاء یک پارامتر  کوتاه و مختصر غوغایی به پا کردند که نتیجه بی زحمت آن فروپاشی امپراطوری عثمانی گردید . بریطانیائیها گفتند : تعجب می کنیم که شما اعراب فلسطینی باقدمت بیش از 2700 سال عظمت تاریخی ، امروز تابعی از دولت ترکها هستید .! با طرح تحریک آمیز قومیت ترک و عرب در منطقه خاورمیانه عربی ، استعمار گر حقیری متلاشی شد ، ولی استعمار و استثمارگران غارتگری به این منطقه هجوم آورده اند که با تحریک ترک ، عرب ، کرد ، بلوچ  و پشتون ،  هر روز بر ویرانگری ، غارت وخونریزی های بی حساب افزوده می شود.
اصولاً می توان گفت که شکل گیری ملیت ، بقا ، دوام و عظمت آن ناشی از همین وحدت وانسجام است . به همین دلیل جهل ، هواهای حیوانی و شیطانی ، استبداد داخلی و استعمار خارجی بخشی از عوامل تخریب وحدت در بین ملت  محسوب می شوند .
هدف از ایجاد و جریان وحدت ، وحدت در ماهیت اشیاء ، وحدت در نوع ، وحدت در جنس ، وحدت در وضع مطابقی ، یا وحدت در اضافه نیست ؛ بلکه هدف وحدت در کیفیت { مشابهت}  و وحدت در کمیت {مساوات} است .
علي‌رغم وجود عوامل گوناگون تفاوت  در جامعه و تمايز يا حتی  اختلافاتی كه بين آنها حكم فرماست ، قرآن جامعه مطلوب و پسندیده خود را منسجم و متحد توصيه كرده است . اجتماع خود را همگرا، همگون، متشكل و عاري از هرگونه تفرقه و تشتت سفارش می کند .
بر اساس اين بينش و اعتقاد ، مسلمان موظف است كه وحدت و يكپارچگي را نخست در جامعه كوچكتر عملی و رفتاری ساخته ،  و سپس آنرا به سراسر جامعه گسترش و توسعه دهد .لازم است توجه کنیم که  يكي از فرايندهاي مهم در عبادات و فرايض جمعي اسلام مانند : نماز جماعت ، نماز جمعه و حج  دقیقاً با هدف ايجاد وحدت عظيم ملي پايه گذاري و فرمان داده شده است.
مبرهن است که مقصود از وحدت ادیان وحدانی و مذاهب اسلامي، دست برداشتن آنها از اعتقادات اختصاصي خود و يكي كردن اعتقادات نيست، مقصود از وحدت در نظام سیاسی اسلامي اين است كه در روابط اجتماعي ، سياسي ، نظامي ، اقتصادي و فرهنگي با يك ديگر هماهنگی داشته ؛ منسجم بوده و تابع مصالح عالي الهی {تئوکراسی} باشند . مایه تأسف است که دشمنان اسلام كمترين اختلافات ملی مسلمانان را فرصتی برای  بدترين تفرقه‌ها مي‌سازند در حالي‌كه در بين خود و اقمار خود بر سر كمترين مشتركات ائتلاف و اتحاد برقرار مي سازند . هدف از تفرقه افکنی استثمار گران ، تضعیف ، تحلیل و تحقیر استعداد و توان ملتها ، برای تصاحب وتصرف ثروت آنان است که از طریق نابودی وحدت و انسجام جامعه محقق می گردد.
خردمندی و هوشمندی رهبری جامعه مهمترین عامل در ایجاد و تعمیق اصل وحدت و انسجام در اجتماع است .
اهميت موضوع  وحدت و برادرى در ميان قبائل كينه توز عرب ما قبل اسلام ، از نظر دانشمندان و مورخان {حتى دانشمندان و مورخان غير مسلمان} مخفى نمانده و همگى با اعجاب فراوان از آن ياد كرده اند، به عنوان نمونه :
«جان ديون پورت « دانشمند معروف انگليسى در کتاب عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن ؛ مى نويسد:«...  محمد (صلی الله علیه وآله)  يك نفر عرب ساده ، قبائل پراكنده كوچك و برهنه و گرسنه كشور خودش را مبدل به - يك جامعه فشرده و با انضباط {متحد} نمود و در ميان ملل روى زمين آنها را با صفات و اخلاق تازه اى معرفى كرد، و در كمتر از سى سال ، اين طرز و روش امپراطور قسطنطنيه را مغلوب كرد، و سلاطين ايران را از بين برد. سوريه و بين النهرين و مصر را تسخير كرد و دامنه فتوحاتش را از اقيانوس اطلس تا كرانه درياى خزر و تا رود سيحون بسط داد.
حضرت امام خمینی (ره) می فرمایند : ... دستهایی درکار است که نگذارند اسلام تحقق پیدا بکند ... آنهایی که می خواهند از بلاد مسلمین بهره گیری کنند ، آنهایی که می خواهند ذخایر مسلمین را زیر یوغ سلطنت حودشان قرار دهند ، اینها کوشش کرده اند خودشان و عمالشان به اینکه تفرقه بین مسلمین ایجاد کنند ... دولتهای استعمارطلب ، دولتهایی که می خواهند ذخایر مسلمین را ببرند باوسیله های مختلف با نیرنگهای متعدد ، دول اسلامی را اغفال می کنند گا هی اسم شیعه و سنی ، گاهی به اسم عرب و فارس و چه و چه اختلاف  ایجاد می کنند . وقتی این رهبر اسلامی می فرمایند :« اسلام آمده تا تمام ملل دنیا را ، عرب را ، عجم را، ترک را ، فارس را ، همه را باهم متحد کند ویک امت اسلام در دنیا برقرار کند » ، آشکارا تحلیل می شود  که ترویج حس ملی گرایی { ملت عرب ، ملت کرد ، ملت ترک ، ملت فارس} در راستای تقابل و تضاد با وحدت اسلامی و عمومی است . طبیعی است که استعمار گران  ملتهای کوچک را آسان تر به سلطه خود و تحت الحمایه خود می کشند . اقوام کوچک با پای ملتمسانه خود از استثمار گران تقاضای نوکری می کنند .
با تمام گفتگوهايى كه درباره اثر اعجاز آميز اتحاد در پيشرفت اهداف اجتماعى و سربلندى اجتماعات گفته شده است ، مى توان گفت هنوز اثر واقعى آن شناخته نشده است .
اگر درست فكر كنيم مى بينيم که نتیجه اين قدرت عظيم چيزى جز بهم پيوستن قدرتهاى ناچيز و کوچک ، به مثابه دانه هاى باران است که با بهم پیوستن موجب پیدایش دریای با عظمت و قابل بهره برداریی خواهند شد که حیات بشریت به آن بستگی پیدا می کند و دراین صورت است که به اهميت اتحاد و كوششهاى دسته جمعى انسانها واقف مى شويم .
تکرار و تأكيد قرآن ، درموضوع  اجتناب از تفرقه و تشتت ، دلالت بر اين دارد که اين حادثه محقق الوقوع است یعنی در آينده به وقوع خواهد پيوست .
پيامبر اسلام (ص) نيز اين حقیقت تلخ را پيش بينى فرموده بودند ؛ حضرت صريحا به مسلمانان خبر داد كه : ... قوم يهود بعد ازحضرت  موسى (ع) 71 فرقه شدند و مسيحيان پس از حضرت عیسی (ع) 72 فرقه و امت من بعد از من 73 فرقه خواهند شد .
البته احتمالاً عدد 70 اشاره به كثرت است و به اصطلاح « عدد تكثيری» است نه « شمارشى « يعنى در ميان يهود يك طايفه بر حق بودند وطوائف زيادى بر باطل ، در ميان مسيحيان طوائف باطل فزونى گرفتند و حق همچنان در يك طايفه بود، و در ميان مسلمانان نیزاختلافات باز هم فزونى خواهد گرفت درحالیکه گروه حق همچنان در يك دسته خواهد بود  .
بدين ترتيب اتحاد و وحدت كه رمز مجرب موفقيت مسلمانان درصدر اسلام  بود  تدریجاً و در پاره ایی از موارد به تفرقه و اختلاف مبدل گشت ، در نتيجه زندگى سعادتمندانه آنان به يك زندگى حقارت  بار تبديل شد، و عظمت ديرين خود را از دست دادند.
برای تحقق وحدت در جامعه ، همواره چند موضوع مهم باید رعایت و چند گام اساسی  باید برداشته شود :
1-    سعی و کوشش برای ترویج و تشویق آرمانها و ارزشهای دینی واصول مقدس در بین مردم 
2-    احترام به خرده فرهنگها و حفظ جایگاه آنها در سایه فرهنگ واحد و متعالی الهی
3-    سعی و تلاش در جهت تبلیغ و گسترش عدالت در جامعه و تقلیل فاصله طبقاتی مردم
4-    جهل زدایی ، تقویت و توسعه دانش و بینش عمومی
5-    پرهیز از هرگونه تساهل و تسامح و رعایت رأفت و محبت ، هریک در جای خود
6-    تأکید و تقویت مشترکات فکری و اعتقادی جامعه
7-    اطلاع رسانی و فرهنگ سازی مستمر از طریق مبادی فرهنگی
8-    نظارت و کنترل بر رفتار ونشر مسمومات غیر خودیها
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 20:34  توسط محبوبه سادات . ارقول  | 

 

                  

يكي از اساسي ترين موضوعات مطرح در روابط اجتماعي مسلمانان كه از آغاز ظهور اسلام و خصوصاً پس از تشكيل حكومت اسلامي مورد توجه قرآن مجيد و شخص پيامبراكرم(ص) قرار داشت، مسئله مهم وحدت جامعه اسلامي بود.
«وحدت» و «اتحاد» همان يكپارچگي و همدلي به همراه محبت و دوستي است كه در بين افراد و طبقات جامعه نمايان مي شود. اين موضوع در روابط اجتماعي مورد بحث قرار گرفته و بسيار حائز اهميت است.علاوه بر آموزه هاي ديني، تاريخ نيز حكايت از آن دارد كه در پرتو اتحاد و انسجام، ملت ها توانسته اند قله هاي بزرگ علم و پيشرفت را درعرصه هاي گوناگون فتح كنند.در نوشتار حاضر با الهام از كلام آسماني وحي و نيز سخنان گهربار معصومين(ع) كه برخاسته از وحي است، با نقش حياتي و سازنده اتحاد ملي و انسجام اسلامي درروابط اجتماعي، آشنا مي شويم. مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:

فرهنگ غني اسلام، ابعاد و زواياي گوناگون زندگي بشر را مورد توجه قرار داده و در هر مورد، اصول و آداب و احكام ويژه اي را ارائه نموده است كه انسان با مراعات آنها مي تواند درجات كمال را طي كند و سرانجام به سعادت مطلوب نايل آيد.بحث از روابط اجتماعي يكي از مباحث مهم در زندگي مسلمانان است كه موضوع وحدت امت اسلامي از فروع و زيرمجموعه هاي آن به شمار مي رود.

وحدت و انسجام حول محورر دين و مشتركات ديني، عاملي مؤثر در پيشرفت مادي و معنوي پيروان شريعت اسلام است و اهميت ويژه آن به وضوح در آيات قرآن، سيره پيامبراكرم(ص) و امامان معصوم(ع) و روايات رسيده از سوي آن بزرگواران مشاهده مي شود.

قرآن و دعوت به اتحاد اسلامي

يكي از اساسي ترين موضوعات مطرح در روابط اجتماعي مسلمانان كه از آغاز ظهور اسلام و خصوصاً پس از تشكيل حكومت اسلامي مورد توجه قرآن مجيد و شخص پيامبراكرم(ص) قرار داشت، مسئله مهم وحدت جامعه اسلامي بود. كتاب آسماني ما- قرآن- و پيام آور اسلام- حضرت محمد- مسلمانان و امت اسلامي را به حفظ وحدت و همدلي و يكپارچگي سفارش كرده اند.
آيات فراواني در قرآن مجيد از اين موضوع سخن گفته و هرگونه درگيري و يا تشتت را كه منجر به تفرقه و فروپاشي اتحاد ميان مسلمانان شود، مورد نكوهش خود قرار داده است.
«واعتصموا بحبل الله جميعاً ولا تفرقوا واذكروا نعمه الله عليكم اذكنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخواناً و كنتم علي شفا حفره من النار فانقذكم منها كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدون»1
و همگي به ريسمان خدا (قرآن و اسلام، هرگونه وسيله وحدت) چنگ زنيد و پراكنده نشويد! و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به ياد آوريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد. او ميان دل هاي شما الفت ايجاد كردو به بركت نعمت او، برادر شديد! شما بر لب حفره اي از آتش بوديد و خدا شما را از آن نجات داد؛ اينچنين، خداوند آيات خود را براي شما آشكار مي سازد؛ شايد پذيراي هدايت شويد»
خداوند متعال در اين آيه شريفه همان مسئله اتحاد و مبارزه با هرگونه تفرقه را مطرح مي كند و از مسلمانان مي خواهد كه همگي به ريسمان الهي چنگ زنند و پراكنده نشوند.

مفسران درباره اينكه منظور از «حبل الله» چيست، احتمالاتي را نقل كرده اند.

بعضي مي گويند منظور از حبل الله، قرآن است(2) و بعضي ديگر، اسلام را مقصود از آن مي دانند. برخي هم گفته اند كه منظور خاندان پيامبر و ائمه معصومين(3)(عليهم السلام) هستند. البته در روايات اسلامي نيز همين تعبيرات گوناگون ديده مي شود.
در معاني الاخبار از امام سجاد(ع) نقل شده است كه فرمود: حبل الله، قرآن است. (4)
در تفسير عياشي آمده است كه امام باقر(ع) فرمود: حبل الله، آل محمد(ع) هستند كه مردم مأمورند به آنها تمسك كنند.(5)

اما آنچه در تفاسير و احاديث شريف آمده است هيچ كدام با يكديگر اختلافي ندارند و همگي به يك حقيقت اشاره دارند، زيرا منظور از ريسمان الهي هرگونه وسيله ارتباط با خداوند متعال است و تمام آنچه دراين زمينه گفته شده است در مفهوم وسيع ارتباط با خدا كه از حبل الله فهميده مي شود مشترك است.

اين آيه شريفه از همه مسلمانان مي خواهد كه به ريسمان الهي- يعني همان نقطه ارتباط با خداي متعال- چنگ زنند و همگان بر اين محور، اتفاق و اتحاد داشته باشند.

سپس قرآن كريم به نعمت بزرگ اتحاد و برادري اشاره مي كند و مسلمانان را به تفكر در وضع اندوهبار گذشته و مقايسه آن با شرايط خود به هنگام وحدت فرا مي خواند و مي فرمايد: فراموش نكنيد كه درگذشته چگونه با هم دشمن بوديد ولي خداوند در پرتو اسلام و ايمان، دل هاي شما را به هم مربوط ساخت و شما دشمنان ديروز، برادران امروز شديد.
نكته قابل توجه در اينجا آن است كه قرآن، تأليف قلوب مؤمنان را به خدا نسبت مي دهد و مي گويد خداوند متعال دل هاي شما را به يكديگر نزديك كرد و ميانتان الفت برقرار كرد.

اين امر، خود يكي از معجزات بزرگ اسلام در عرصه زندگي اجتماعي مسلمانان است زيرا اگر سابقه عداوت و دشمني پيشين عرب را به درستي مورد دقت قرار دهيم، مي بينيم كه چگونه كينه هاي ريشه دار در طول سال هاي متمادي در دل هاي آنان انباشته بود و چگونه بر سر يك موضوع ساده و جزئي، شعله جنگ خونيني ميان آنان افروخته مي شد، و اسلام بود كه توانست اقوام و طوايف پراكنده و كينه توز و دور از خردورزي را تبديل به ملتي واحد و متحد و برخوردار از آگاهي و بردباري و خردمندي كند.

البته بايد به خاطر داشت كه تنها با چنگ زدن به ريسمان الهي و در سايه اسلام و قرآن و عترت است كه مي توان اقوام، گروه ها و ملت هاي متفاوت را به جامعه اي متحد و همدل و هم صدا تبديل كرد.

در آيه شريفه ديگري چنين آمده است:«و اطيعواالله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم و اصبروا ان الله مع الصابرين(6)

«و (فرمان) خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد! و نزاع (و كشمكش) نكنيد تا سست نشويد و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود! و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است»

قرآن مجيد در اين آيه، مسلمانان را از نزاع با يكديگر برحذر مي دارد تا بتوانند در مقابل دشمن، همانند دژي مستحكم بايستند. قرآن همچنين يادآوري مي كند كه اگر تفرقه و جدايي در ميان مسلمانان پديد آيد و آنان با يكديگر به نزاع و كشمكش برخيزند، سست مي شوند و در نتيجه، قدرت و هيبت و عظمت ايشان در مقابل دشمن از دست مي رود.

پيامبر اعظم(ص)؛ محور اتحاد امت اسلامي

قرآن كريم مي فرمايد: «محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم»(7)

محمد(ص) فرستاده خدا است؛ و كساني كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربان اند»
پيامبر اسلام كه خود، آخرين پيغمبر الهي و رحمه للعالمين است و در عظمت و بزرگي اخلاق و در نحوه سلوك فردي و معاشرت هاي اجتماعي و به طور كلي در هر فضيلتي سرآمد است و در نظام خلقت بر همگان برتري دارد، اسلام را عالي ترين راه سعادت و هدايت بشر براي تمام انسان ها در همه زمان ها تا قيامت معرفي مي كند و از كليه مسلمانان مي خواهد كه زير پرچم پرافتخار اسلام، با هم متحد و منسجم باشند.
قرآن مجيد كه رسول اكرم(ص) را در همه زمينه ها الگو دانسته و او را براي همگان، محور قرار داده است، در وصف ياران پيامبر و مسلمانان راستين مي گويد: در ميان خود، رحيم و مهربان و متحد و منسجم هستند و در مقابل دشمنان و كافران، با شدت و غلظت همچون دژي مستحكم ايستاده اند.روشن است كه هر دو ويژگي ياد شده به بركت پيامبر و اسلام به دست آمده است.
از آنجا كه هيچ يك از احكام اسلام محدود به زمان خاصي نيست و هميشه و همواره باقي است، بر ما نيز كه خود را از امت پيامبر ختمي مرتبت مي دانيم فرض است كه مانند اصحاب با وفاي آن حضرت ميان خود برادر باشيم و در مقابل دشمنان و كافران كه هر لحظه ما را تهديد مي كنند با تمام قوا و به طور متحد بايستيم كه فقط در اين صورت مي توانيم به پيروزي برسيم.
رسول گرامي اسلام در جريان حجه الوداع كه شرايط حساس و خاصي بر مسلمانان حاكم بود، طي نطقي در مسجد «خيف» چنين ايراد سخن فرمود:«خدا ياري كند بنده اي را كه گفتار مرا بشنود و حفظ كند و سپس آن را به كساني كه نشنيده اند برساند»اين تعبير آن حضرت، نشان از اهميت موضوع دارد. آنگاه فرمود:«سه خصلت است كه دل هيچ مسلماني در مورد آنها خيانت نمي كند:

1- اخلاص عمل براي خدا.
2- نصيحت و خيرخواهي براي رهبران مسلمانان.(8)
3- همبستگي و شركت در اجتماع مسلمانان»(9)

علت اينكه در اسلام تا اين حد درباره وحدت و يكپارچگي تأكيد شده، آن است كه مردم فقط در سايه اتحاد و همبستگي مي توانند موانع انجام هر كاري را از سر راه بردارند و با استفاده از تمام توان، استعداد، قدرت اراده و انگيزه اي كه در يك جا جمع شده است، به مقصد مورد نظر خويش برسند.
از اين رو، پيامبر اكرم(ص) براي برقراري وحدت و الفت بين مردم، رنج ها و زحمات فراواني را متحمل شد و علي رغم تلاش قبايل و اقوامي كه از روي جهل و عصبيت مانع تبليغ پيامبر بودند، آراء و افكار متفاوت را با يكديگر هماهنگ كرد و به بركت اسلام و قرآن ميان دو قبيله بزرگ و معروف مدينه به نام «اوس» و «خزرج» كه كينه و دشمني ديرينه اي با هم داشتند اخوت و محبت را برقرار ساخت.

پيروزي در پرتو اتحاد ملي

به راستي اگر امتي به صورت يكپارچه و مصمم و با استعانت از خداوند متعال اراده كند، مي تواند در تمام امور زندگي اجتماعي، سرنوشت خود را تغيير دهد و با سرعت نردبان رشد و ترقي و كمال را طي كند، كه نمونه هاي بارز آن را در طول تاريخ اسلام مشاهده مي كنيم.
پيامبر رحمت كه خود محور اتحاد و انسجام اسلامي است با متحدكردن گروه ها و احزاب مختلف از جمله انصار و مهاجرين، قبايل اوس و خزرج و ديگران توانست در سخت ترين شرايط و در دوران جاهليت، روند حركت اجتماعي را عوض كند، پرچم انسان ساز اسلام را به اهتزاز درآورد، احكام اسلامي را اجرا نمايد و نام محمد(ص) و آيين احمدي را در كوتاه ترين زمان ممكن جهانگير سازد. اين موضوع از نظر دانشمندان و مورخان غيراسلامي نيز مخفي نمانده و همگي با اعجاب فراوان از آن ياد كرده اند.
توماس كارل گفته است:«خداوند، عرب را به وسيله اسلام از تاريكي به سوي روشنايي ها هدايت فرمود. از ملت خموش و راكدي كه نه صدايي از آن در مي آمد و نه حركتي محسوس، ملتي به وجود آورد كه از گمنامي به سوي شهرت، از سستي به سوي بيداري، از پستي به سوي فراز، و از عجز و ناتواني به سوي نيرومندي سوق داده شد. نورشان از چهارسوي جهان مي تابيد. از اعلام اسلام يك قرن بيشتر نگذشته بود كه مسلمانان يك پا در هندوستان و پاي ديگري در آندلس نهادند و بالاخره در همين مدت كوتاه، اسلام بر نصف دنيا نورافشاني مي كرد.»جان ديون پورت -دانشمند معروف انگليسي- مي نويسد:
«محمد(ص) يك نفر عرب ساده، قبايل پراكنده كوچك و برهنه و گرسنه كشور خودش را مبدل به يك جامعه فشرده و با انضباط نمود و در ميان ملل روي زمين آنها را با صفات و اخلاق تازه اي معرفي كرد، و كمتر از سي سال، اين طرز و روش امپراطور قسطنطنيه را مغلوب كرد و سلاطين ايران را از بين برد، سوريه و بين النهرين و مصر را تسخير كرد و دامنه فتوحاتش را از اقيانوس اطلس تا كرانه درياي خزر و تا رود سيحون بسط داد.»
در دوران معاصر نيز بزرگمردي به نام امام خميني به كمك اتحاد و همدلي مردم ايران توانست در برابر رژيم شاهنشاهي با آن قدرت جهنمي قد علم كند و آن را سرنگون سازد و به جاي آن حكومتي اسلامي بر پايه مكتب اهل بيت (عليهم السلام) برپا كند و سپس با شعار اتحاد اسلامي، جهان اسلام و مسلمانان جهان را عليه نظام استكبار به سركردگي آمريكا بشوراند.
به راستي آيا ممكن بود بدون كمك همه جانبه مردم در هشت سال جنگ تحميلي، كشور اسلامي ايران را از خطر جدي تجاوز دسته جمعي جهانخواران حفظ نمود و آيا ممكن بود در شرايط تحريم اقتصادي، به خودباوري رسيد و نه تنها روي پاي خود ايستاد بلكه به دستاوردهاي عظيم علمي و اقتصادي دست يافت؟
آيا بدون همياري دولت و ملت و اتحاد و انسجام ملي و اسلامي به بركت اسلام و انقلاب و جمهوري اسلامي، ممكن بود كه جوانان اين مرز و بوم به درجات علمي بالا از جمله به دانش هسته اي (كه اين روزها در كشور جشن ملي و شادماني آن برپا است) دسترسي پيدا كنند؟پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد:
«مؤمنان با يكديگر برادرند و خونشان با هم برابر است. آنها يكپارچه عليه دشمنان اسلام متحد هستند.»(10)
امام خميني گفته است:«وحدت اسلامي را در بين خودتان، با كمال قوت حفظ كنيد. نگذاريد همين دشمنان خبيث، بتوانند يا طمع كنند كه بين شما ملت اختلاف ايجاد كنند. اميد است به فضل الهي، وحدت و يكپارچگي و ايمان و اقتدار شما، دنياي اسلام را هم بيدار كند.»(11)
سزاوار است كه ملت ما از تاريخ كه نمونه هايي از آن را با چشم خود ديده است، درس بگيرد و در راه اعتلاي ملي خويش، وحدت ملي و اتحاد اسلامي را در تمام زمينه ها سرلوحه همه امور اجتماعي خود قرار دهد زيرا پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) فرمود:
«افراد با ايمان نسبت به يكديگر همانند اجزاي يك ساختمان اند كه هر جزئي از آن جزء ديگر را محكم نگاه مي دارد.»(12)

انسجام اسلامي

زندگي سراسر درس پيامبر والامقام اسلام(ص)، حكايت از اين واقعيت دارد كه آن بزرگوار آيينه تمام نماي وحدت و انسجام اسلامي بود. ايشان هر جا كمترين اختلافي را بين اصحاب خود مي ديد، شخصا وارد عمل مي شد و تفرقه و اختلاف را از ريشه قطع مي كرد، قلوب آنان را به هم نزديك مي نمود و در مقابل مشركان و كافران بسيج عمومي به راه مي انداخت تا همه يك صدا باشند.
پيامبر(ص) هرگونه جدايي و اختلاف بين مسلمانان را كه منجر به كدورت و عداوت و لجاجت مي شد، از نشانه هاي فريب شيطان مي دانست.
«انما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوه والبغضاء؛ (13)همانا شيطان مي خواهد در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند.
اصل مسلم «وحدت اسلامي» كه از رهنمودهاي اجتماعي اسلام است مربوط به تمام قرون و اعصار و براي همه مسلمانان است. آنها بايد يكدست و يكپارچه در مقابل دشمنان اسلام بايستند.
امروز بر اهل بصيرت روشن است كه سلطه گران و جهانخواران و تمام دنياي شرك و كفر و استكبار دست در دست هم داده اند كه بين مسلمانان در سراسر عالم اختلاف بياندازند و بهترين وسيله براي رسيدن آنان به اهداف شوم خود همين تفرقه افكني و شكستن انسجام بين مسلمانان در سراسر گيتي است. و در اين جهت از هر حربه اي استفاده كرده و گاه با ظاهري كاملا فريبنده و احيانا شعارهاي مذهبي، اما با انگيزه اي شيطاني وارد صحنه مي شوند تا اجتماع مسلمانان و اتحاد آنان را برهم زنند.
قرآن مجيد اين دسته از مردم را، منافق و محارب با رسول خدا معرفي كرده تا مسلمانان به پيروان مكتب الهي به هوش باشند.

«والذين اتخذوا مسجد ضرارا و كفرا و تفريقا بين المؤمنين و ارصادا لمن حارب الله و رسوله من قبل وليحلفن ان اردنا الاالحسني و الله يشهد انهم لذكاذبون؛(14)
و (گروهي ديگر از منافقين) كساني هستند كه مسجدي ساختند براي زيان رساندن به مسلمانان و تقويت كفر و تفرقه افكني ميان مؤمنان، و كمينگاه براي كسي كه از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه كرده بود. آنها سوگند ياد مي كنند كه: جز نيكي نظري نداشتيم! اما خداوند گواهي مي دهد كه آنها دروغگو هستند»

آنگاه رسول خدا(ص) دستور داد تا مسجد را آتش زنند و بقاياي آن را ويران سازند تا ريشه اختلاف و تفرقه خشك شود و اين درسي براي عموم مسلمانان در سراسر تاريخ است. گفتار خداوند متعال و عمل پيامبر(ص) به روشني نشان مي دهد كه مسلمانان بايد نفاق و منافق را در هر زمان و در هر مكان و هر لباس و چهره اي بشناسند و با آن مبارزه كنند.
كيست كه نداند امروز دولت هاي مستكبر دنيا با نفاق و دورويي تمام در پي فريب دادن جوامع و دولت هاي اسلامي هستند؟ كيست كه نداند جهانخواران هميشه سعي دارند تا ملت هاي مسلمان را از دانش و ثروت و قدرت محروم نگه دارند؟ كيست كه نداند مستكبران با امكانات فوق العاده خود عليه ارزش هاي ديني و اخلاقي برخاسته اند و روز به روز فساد و بي بند و باري را توسعه مي دهند و تمام همشان آن است كه باورهاي ديني را از مردم جهان حتي از جوامع اسلامي بگيرند؟ كيست كه نداند صاحبان ثروت و قدرت سالانه ميليون ها دلار جهت مقابله با ارزش هاي ديني و انساني، ايجاد نفاق و اختلاف قومي و گروهي بين مسلمانان هزينه مي كنند؟
آيا جز با توسل به اسلام و پيامبر عظيم الشأن و كمك گرفتن از انسجام اسلامي مي توان با دسيسه هاي شيطاني مستكبران مبارزه كرد و آيا بدون راهنمايي قرآن- اين معجزه بزرگ پيامبر خاتم(ص)- مي توان با معاندان و دشمنان اسلام به مبارزه برخاست و آيا بدون هوشياري جوامع و ملل اسلامي و خصوصا دانشمندان و بزرگان قوم و وحدت كلمه همگاني مي توان با خدعه گري و نقشه هاي آمريكا و اسرائيل و دشمنان سرسخت اسلام مقابله كرد؟
آري، امت مسلمان چاره اي جز اتحاد و انسجام ندارد و براي دستيابي به عزت و اقتدار حقيقي خويش ناگزير از التزام به وحدت كلمه است؛ چرا كه امروز استكبار كه از اسلام سيلي خورده و درحال فروپاشي است، با همه توان خود در مقابل اسلام و پيشرفت كشورهاي اسلامي ايستاده است و به اين منظور ايجاد اختلاف و تفرقه و جدايي در درون مسلمانان را بهترين راه شكست آنان مي داند. از اين رو سعي مي كند با استفاده از حربه نيرنگ و نفاق و به كمك ترفندهاي مختلف و طرح مسائل گوناگون از جمله به راه انداختن جنگ ميان شيعه و سني، تفرقه افكني بين فرقه هاي اسلامي و دامن زدن به اختلافات پيروان فرق و مذاهب، بين صفوف مستحكم مسلمانان جدايي بياندازد.
بنابراين مسلمانان و دانشمندان و علماي اسلام بايسته است كه در همه جا هوشيار باشند و بدانند كه عداوت استكبار جهاني با اسلام است. آنان با احكام نوراني اسلام دشمني دارند كه ضدظلم و ستم و استكبار و چپاولگري است. مخالفت آنها با جمعيت هاي بزرگ ميلياردي و متحدي است كه به پيروي از آيين محمد(ص) و زير پرچم اسلام عمل مي كنند.
مبادا اختلافات مذهبي و عقيدتي و... به گونه اي مطرح شود كه باعث تفرقه بين مسلمانان و سوءاستفاده دشمن مشترك يعني منافقان و مشركان و استكبار جهاني گردد. شايسته است كه دانشمندان اسلامي در محافل علمي و بدون هرگونه تعصب به صورت عالمانه در مسائل مورد اختلاف به بحث و گفت وگو و نقد و بررسي بپردازند اما در مقابل دشمنان اسلام و جهانخواران يد واحده باشند و يكپارچه و متحد رفتار كنند.
..../////
پي نوشت ها :
1- آل عمران: .103
2- مستدرك الوسائل جلد 4 صفحه .258
3- بحارالانوار جلد 24 صفحه .83
4- بحارالانوار جلد 25 صفحه .194
5- بحارالانوار جلد 24 صفحه .85
6- انفال: .46
7- فتح: .29
8- نصيحت در اينجا به معناي خيرخواهي و مصلحت انديشي صادقانه است.
9- كافي جلد 1 صفحه .403
10- الكافي، ج 1، ص .403
11- صحيفه نور، ج 28، ص .555
12- بحارالانوار، ج 58، ص .150
13- مائده: .91
14- توبه: .107

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 20:21  توسط محبوبه سادات . ارقول  | 

 

                                     

مقدمه:


بصيرت:هدايت::::وحدت و همبستگي و روحيه‌ي اخوت و برادري از آموزه‌هاي گرانقدري است كه مكتب اسلام در راستاي استقرار و استمرار اقتدار، عظمت و عزت و اعتلاي امت اسلامي بر آن تأكيد ورزيده است.

در مقابل، اختلاف و خصومت و تفرقه و تشتت به عنوان عامل ضعف و ذلت و محو قدرت و عظمت جامعه اسلامي و انحطاط آن تلقي شده و مسلمانان به اجتناب از آن امر شده‌اند.

در تعاليم ديني و متون و منابع مختلف اسلامي كلمات و اصطلاحاتي مانند امت، امت واحده، الفت و اخوت اسلامي، برادري ديني، وحدت اسلامي، اتحاد اسلامي، دارالاسلام، پان اسلاميسم و… به كار رفته است كه مفاهيم اين واژه‌ها به طور مستقيم يا غير مستقيم بر اهميت و جايگاه و نقش برجسته‌ي وحدت در جامعه اسلامي دلالت دارند.

قرآن كريم ضمن دعوت مسلمين به وحدت با اعتصام به حبل‌ا… و نهي از تفرقه؛ با اشاره به الفت و برادري و مودت ايجاد شده ميان دو طايفه‌ي اوس و خزرج و از بين رفتن عداوت و كينه ديرينه در سايه‌ي نعمت اسلام كه مبناي اتحاد و همبستگي آنهاست اين گونه يادآور مي‌شود:

واعتصموا بحبل‌ا… جميعاً و لاتفرقوا و ذكر و انعمت‌ا… عليكم، اذ كنتم اعداءً فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخواناً.(آل عمران 103)

در جاي ديگر مسلمانان را به وحدت در پيروي از خدا و پيامبرش دستور داده و از تنازع و مشاجره جهت پيشگيري از سستي و زبوني و اضمحلال اقتدار و عظمتشان به طور صريح نهي نموده و مي‌فرمايد:

اطيعوا… و اطيعوا الرسول و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم(انفال 46)

پيامبر گرامي اسلام با تكيه بر مباني اتحاد اسلامي مدينه‌ي فاضله‌اي مملو از عشق و صميميت و برادري و ايثار و تمامي فضايل انساني ساخت كه هنوز بشريت در حسرت و آرزوي تحقق دوباره‌ي چنين جامعه‌اي بسر مي‌برد.

پيامبر اكرم(ص)، ذلت و زبوني پس از عزت و سربلندي و در پي آن ضعف و سستي هر ملتي را نشأت گرفته از تفرقه‌اي مي‌داند كه ريشه در خصومت و دشمني دارد؛ لذا ايجاد الفت و پرهيز از تفرقه و عداوت را بر مسلمانان واجب كرده و مي‌فرمايد:

«ما ذل قوم بعد العزحتي ضعفوا، و ما ضعفوا حتي تفرقوا و ما تفرقوا حتي تباغضوا… الواجب علي اوليائنا معاوده الائتلاف و رفض الاختلاف».

بزرگ اسطوره صبر و وحدت، حضرت علي(ع) در خطبه 146 ضمن بيان نقش محوري رهبر در جامعه، وحدت را رمز عزت و قدرت دانسته و مي‌فرمايد: «عرب امروز گرچه از نظر تعداد اندكند، اما با نعمت اسلام فراوانند و با اتحاد و هماهنگي عزيز و قدرتمندند».

در فرازي از خطبه‌ي قاصعه به علل پيروزي و شكست و عزت و ذلت گذشتگان پرداخته و مي‌فرمايد: «پس آن گاه كه در زندگي گذشتگان مطالعه و انديشه مي‌كنيد. عهده‌دار چيزي باشيد كه عامل عزت آنان بود و دشمنان را از سر راهشان برداشت و سلامت و عافيت زندگي آنان را فراهم كرد و نعمت‌هاي فراوان را در اختيارشان گذاشت و كرامت و شخصيت به آنان بخشيد، كه از تفرقه و جدايي اجتناب كردند و بر وحدت و همدلي همت گماشتند و يكديگر را به وحدت واداشته و به آن سفارش كردند و از كارهايي كه پشت آنها را شكست، و قدرت آنها را در هم كوبيد، چون كينه‌توزي با يكديگر، پر كردن دلها از بخل و حسد، به يكديگر پشت كردن و از هم بريدن و دست از ياري هم كشيدن، بپرهيزيد».

وحدت و برادري كه در عصر رسالت به احسن وجه در ميان ياران رسول خدا(ص) تحقق يافت، متأسفانه پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) ديري نپاييد كه آن اتحاد و اخوت به ضعف گراييد و بروز اختلاف و تفرقه و تشتت و تنازع به تدريج زمينه‌ساز حركت امت اسلامي در مسير ذلت و انحطاط شد.


-عوامل تعالي و انحطاط جوامع

در اين نوشتار به زوايايي از نظرات اسلام‌شناسي بزرگ استاد شهيد آيت‌ا… مطهري پيرامون وحدت و تفرقه در دو بخش پرداخته مي‌شود:


 الف) تبيين نقش وحدت و تفرقه در اعتلا و انحطاط مسلمين

شهيد مطهري در دسته‌بندي عوامل اصلي تعالي و انحطاط جوامع از وحدت و تفرقه به عنوان يكي از عوامل اساسي مؤثر در اعتلا و انحطاط ياد كرده و مي‌نويسد:

«در قرآن مجموعاً به چهار عامل مؤثر در اعتلاها و انحطاطها برمي‌خوريم… اتحاد و تفرق: در سوره آل عمران آيه‌ي 103 دستور صريح مي‌دهد كه بر مبناي ايمان و گرايش به ريسمان الهي متحد و متفق باشيد و از تفرق و تشتت بپرهيزيد…(جامعه و تاريخ ص236)

در تفسير آيه 46 سوره انفال چنين توضيح مي‌دهد:

«با خودتان نزاع و مشاجره نكنيد، نمي‌گويد نجنگيد آن كه ديگر طريق اولي است، وقتي كه اردني‌ها و فلسطيني‌ها خودشان به روي يكديگر تفنگ بكشند عروسي دشمن است… پس دستور هم اين است كه با يكديگر منازعه و مشاجره(نه جنگ) نكنيد كه پشت سرش سستي و ضعف پيدا مي‌شود و پشت سر ضعف آن شوكت و عظمت و قدرت شما از ميان مي‌رود.(آشنايي با قرآن، ج3 ص101)

-ريشه‌هاي تفرق و تشتت امت اسلامي

استاد پيرامون عوامل ايجاد تفرقه در امت اسلامي با اشاره به تبديل خلافت اسلامي به سلطنت موروثي توسط خاندان اموي و بازگشت به ارزش‌هاي جاهلي مي‌نويسد:

«در قرن اول هجري اصول و داعيه‌هاي توحيد و اسلام آن چنان آشكار و روشن به مردم ابلاغ گرديد كه تمام مردم متمدن آن روزگار با جان و وجدان خويش پذيراي آنها شدند. و به زودي يك ملت مشترك يا«بين‌الملل اسلامي« به وجود آمد. ولي اين وحدت به زودي به تفرقه بدل شد؛ چرا كه سررشته‌داران آن زمان نخواستند يا نتوانستند مفاهيم واقعي داعيه‌هاي اسلامي را درك كنند، از نظام بين‌المللي اسلامي به عنوان يك امپراطوري و خلافت عربي برداشت شد و اين مخالف صريح اصول اسلامي بود. به همين جهت وحدت به دست آمده به زودي شكست خورد و به دنبال آن، تحولات و ضعف‌ها و انحرافات ديگر پديد آمد تا آن كه مسلمين تدريجاً به خواب رفتند…»(خدمات متقابل اسلام و ايران ص 41)

به هر حال بازگشت به ارزش‌هاي جاهلي، ايجاد تفرقه و پراكندگي و نضج آراء و افكار و جريانات فكري و كلامي مختلف و طرد ارزش‌هاي الهي و توحيدي، موجبات ضعف و انحطاط تدريجي جامعه و امت اسلامي را در پي داشت.

سرانجام با سقوط قدرت‌هاي عمده اسلامي در قرن 13، نداي بيداري اسلامي با شعارهايي همانند تجديد حيات اسلام، بازگشت به اسلام اصيل و طرح اتحاد جهان اسلام از جانب علما و انديشمندان مصلح برخاست.

-توطئه‌هاي دشمنان

شهيد مطهري پيرامون تلاش تفرقه افكنانه دشمنان چنين مي‌نويسد:

همه‌ي سعيشان(دشمنان) اين است كه روابط مسلمين با غير مسلمين روابط صميمانه و روابط مسلمانان با بهانه‌هاي مختلف – از آن جمله اختلافات فرقه‌اي – روابط خصمانه باشد. در عصر خود ما به وسيله‌ي اجانب در اين راه فعاليت‌هاي فراوان صورت مي‌گيرد. بودجه‌هاي كلان مصرف مي‌گردد». (مجموعه آثار، ج3، ص266)

-خيانت عناصر داخلي

سپس به همكاري خائنانه ايادي دشمنان در داخل اشاره كرده و موفقيت اين اتحاد شوم را فاجعه و مصيبتي براي اسلام و مسلمين شمرده و چنين ادامه مي‌دهد:

«متأسفانه در ميان مسلمانان عناصري به وجود آورده‌اند كه كاري جز اين ندارند كه ولا نفيي اسلامي را تبديل به اثباتي و ولاء اثباتي اسلامي را تبديل به نفيي نمايند. اين بزرگترين ضربتي است كه اين نابكاران بر پيغمبر اكرم(ص) وارد مي‌سازند.

امروز اگر بر مصيبتي از مصيبت‌هاي اسلام بايد گريست و اگر بر فاجعه‌اي از فاجعه‌هاي اسلام بايست خون باريد، اين مصيبت و اين فاجعه است». (مجموعه آثار، ج3، ص266)

ايشان در ذيل مباحث مربوط به انواع ولاء، ضمن اشاره به ايمان به عنوان ملاك برتري، و منشأ و ملاكي براي وحدت، اين گونه به تشريح آن مي‌پردازند:

 قرآن مي‌خواهد جامعه‌ي مسلمانان برتر از ديگران باشد:

«ولا تهنوا ولاتحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين» (آل عمران 129)

ايمان، ملاك برتري قرار گرفته است. مگر ايمان چه مي‌كند؟ ايمان ملاك وحدت و ركن شخصيت و تكيه گاه استقلال و موتور حركت جامعه اسلامي است.

-نزاع و اختلاف، عامل انهدام كيان و شخصيت جامعه اسلامي

در جاي ديگر مي‌فرمايد: «ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم». (انفال 46)‌ با يكديگر نزاع نكنيد و اختلاف نداشته باشيد كه سست و ضعيف خواهيد شد و بو و خاصيت خود را از دست خواهيد داد. جدال و اختلاف، كيان و شخصيت جامعه اسلامي را منهدم مي‌كند. ايمان اساس دوستي و وداد و ولاء مؤمنان است».(مجموعه آثار، ج3، ص4-263)

-عامل حقيقي وحدت پايدار

در مورد بي‌اعتباري انواع عوامل جهت وحدت و معرفي عامل حقيقي وحدت چنين بيان مي‌دارند:

از جمله خصوصيات اسلام اين است كه هيچ عنواني از قبيل عناوين نژادي، طبقاتي، شغلي، محلي، منطقه‌اي و فردي براي معرفي مكتب خود و پيروان اين مكتب نپذيرفته است. پيروان اين مكتب با عناوين اعراب، سامي‌ها، فقرا، اغنياء، مستضعفان، سفيدپوستان، سياه پوستان، آسيايي‌ها، شرقي‌ها، غربي‌ها، محمدي‌ها، قرآني‌ها، اهل قبله و غيره مشخص نمي‌شوند. هيچ يك از عناوين مزبور ملاك«ما» و ملاك وحدت و هويت واقعي پيروان اين مكتب به شمار نمي‌رود. آن جا كه پاي هويت مكتب و هويت پيروان او به ميان مي‌آيد همه‌ي آن عناوين محو و نابود مي‌شود. فقط يك چيز باقي مي‌ماند. چه چيزي؟ يك«رابطه» رابطه ميان انسان و خدا، يعني اسلام، تسليم خدا بودن، امت مسلمان چه امتي است؟ امتي است كه تسليم خداست… اين دين مي‌خواهد چه وحدتي به آنها ببخشد و چه ماركي روي آنها بزند و زير چه پرچمي آنها را گرد آورد؟ پاسخ اين است: اسلام، تسليم حقيقت بودن.(جامعه و تاريخ ص 31-229)

-دستور مهم اسلام

اسلام و مسلمان بودن فقط در جهان بيني درست و اداء فرايض عبادي مانند نماز خلاصه نشده بلكه پاي‌بندي به رمز عزت مسلمين و رهايي از ذلت يعني ترك خصومت و اختلاف نيز از شرايط مهم مسلماني است.

چرا ما مسلمان‌ها ذليل هستيم؟ خيال مي‌كنيم همين قدر كه ما اذان و اقامه گفتيم بنابراين مسلمان كامل هستيم در حالي كه اسلام دستورهاي ديگري هم دارد. از مهمترين دستورهاي اسلام همين دستور روابط خاص اجتماعي ميان ما مسلمين است، به اندازه‌اي كه ما مسلمين خودمان عليه يكديگر فعاليت مي‌كنيم دشمنان عليه ما فعاليت نمي‌كنند».(آشنايي با قرآن، ج3، ص201)

-جنبه مثبت و منفي ناسيوناليسم

اشاعه و ترويج ناسيوناليسم(با تكيه بر جنبه‌هاي منفي آن) در كشورهاي اسلامي از شگردهاي استعمار در جهت جدا كردن مسلمانان از يكديگر و تضعيف آنهاست.

ناسيوناليسم را نبايد به طور كلي محكوم كرد. ناسيوناليسم اگر تنها جنبه مثبت داشته باشد يعني موجب همبستگي بيشتر و روابط حسنه بيشتر و احسان و خدمت بيشتر به كساني كه با آنها زندگي مشترك داريم بشود ضد عقل و منطق نيست و از نظر اسلام مذموم نمي‌باشد، بلكه اسلام براي كساني كه طبعاً حقوق بيشتري دارند، از قبيل همسايگان و خويشاوندان، حقوق قانوني زيادتري قائل است.

ناسيوناليسم آنگاه محكوم است كه جنبه‌ي منفي به خود بگيرد، يعني افراد را تحت عنوان مليت‌هاي مختلف از يكديگر جدا مي‌كند و روابط خصمانه ميان آنها به وجود مي‌آورد… اين مسأله مهم است كه در دين اسلام، مليت و قوميت هيچ اعتباري ندارد. بلكه اين دين به همه‌ي ملتها و اقوام مختلف جهان با يك چشم نگاه مي‌كند و از آغاز نيز دعوت اسلامي به مكتب و قوم خاص اختصاص نداشته است، بلكه اين دين هميشه مي‌كوشيده است كه به وسايل مختلف ريشه‌ي ملت پرستي و تفاخرات قومي را از بيخ و بن بركند. در قرآن هيچ خطابي به صورت«يا ايها العرب»،«يا ايها القرشيون» پيدا نمي‌كنيد… اسلام نه تنها به اين تعصبات احساس آميز توجهي نكرد بلكه به شدت با آنان مبارزه كرد…».(خدمات متقابل اسلام در ايران، ص68-62)

-تمدن عظيم اسلامي، ثمره ترك تعصبات قومي و مذهبي

از علل پيشرفت سريع علمي اسلام و ايجاد تمدن عظيم و با شكوه اسلامي روحيه تساهل مسلمين و پرهيز از تعصبات و درگيري‌هاي قومي و نژادي بود:

يكي از علل سرعت مسلمين در علوم اين بوده است كه در اخذ علوم و فنون و صنايع و هنرها تعصب نمي‌ورزيدند و علم را در هر نقطه و در دست هر كسي مي‌يافتند از آن بهره‌گيري مي‌كردند و به اصطلاح امروز روح تساهل بر آنها حكم فرما بوده است… اسلام با تعليمات مبني بر جستجوي علم و ترك تعصبات قومي و مذهبي و اعلام همزيستي با اهل كتاب غل‌ها و زنجيرهايي كه به تعبير خود قرآن به دست و پا و گردن مردم جهان آن روز بسته شده بود پاره كرد و زمينه رشد يك تمدن عظيم و وسيع را فراهم آورد.(خدمات متقابل اسلام و ايران ص 152-145)

-منشأ تجزيه شدن حكومت اسلامي

ريشه پيدايش تبعيضات و تعصبات قومي كه ضربه مهلكي بر پيكر اسلام وارد ساخت عبارت است از:

«تبعيضات نژادي و تفاخرات قومي كه بر ضد اصل مسلم مساوات اسلامي بود، اين انحراف به وسيله‌ي اعراب به وجود آمد. سياست اموي‌ها بر اصل تفوق عرب بر غير عرب پايه‌گذاري شد. معاويه به صورت بخشنامه به همه‌ي عمال خويش اطلاع داد كه براي عرب حق تقدم قائل شوند. اين عمل ضربه مهلكي بر پيكر اسلام وارد كرد. منشأ اصلي تجزيه شدن حكومت اسلامي، به صورت حكومت‌هاي كوچك همين كار بود».(خدمات متقابل اسلام و ايران ص403)

-عكس‌العمل منطقي و اسلامي ايرانيان

ايرانيان عكس‌العمل بسيار مناسب و صد در صد اسلامي در مقابل انحراف شكننده تبعيضات قومي و نژادي از خود بروز دادند:

«عكس العمل ابتدايي كه ايرانيان در مقابل اين تبعيضات نشان دادند، بسيار منطقي و انساني بود. آنها عرب را به خدا و كتاب خدا دعوت كردند. اين نوع عكس العمل در مقابل آن انحراف عربي، صددرصد اسلامي بود و نشانه صميمت ايرانيان نسبت به اسلام، اگر ايرانيان صميميت نمي‌داشتند كافي بود آنها هم مانند اعراب بر مليت و قوميت خويش و تاريخ خويش تكيه كنند و در اين جهت مسلماً گوي سبقت را مي‌ربودند.» (البته شعوبي‌گري در مسير انحرافي تفوق نژاد ايراني بر غير، خاصه عرب انفاق افتاد اما زود تودة مردم ايران و علماي با تقوا آن را محكوم كردند). (خدمات متقابل اسلام و ايران ص 406-404)

-رمز استحكام و پايداري وحدت اسلامي

گسست ناپذيري وحدت مسلمين علي‌رغم تلاش‌هاي مستمر اجانب به دليل پيوند دلهاي پاك و خدايي است:

وحدت مسلمانان برخاسته از پيوند دلهاي پاك و خدايي آنهاست. لذا اين پيوند روحي گسست ناپذير و محكم است و تا چنين است توطئه‌هاي غربي‌ها ره به جايي نخواهد برد. در قرون جديد قدرت‌هاي اروپايي و آمريكايي عامل اساسي اين جدايي هستند با همه‌ي اينها هيچ يك از اين عاملها نتوانسته است اساس اين وحدت را كه در روح مردم قرار دارد از بين ببرد. به قول اقبال لاهوري:

امر حق را حجت و دعوي يكي است… خيمه‌هاي ما جدا ولي دلها يكي است

از حجاز و چين و ايرانيم ما… شبنم يك صبح خندايم ما».(خدمات متقابل، ص51)

 ب) معرفي و بيان خدمات و مبارزات طلايه‌داران و مناديان اتحاد اسلامي

استاد در آثار خود از جمله در نهضت‌هاي صد ساله اخير به معرفي شخصيت و خدمات علما و مصلحاني در جهان اسلام مي‌پردازد كه در مسير اتحاد جهان اسلام و مبارزه با تفرقه و تشتت گام برداشتند.

از سيد جمال‌الدين اسدآبادي به عنوان سلسله جنبان نهضت‌هاي اصلاحي صدساله اخير نام مي‌برد و ديدگاههاي او را از جمله شعار اتحاد جهان اسلام و درد تفرقه و جدايي مسلمانان به بهانه‌هاي ديني و غيرديني و نيز نفوذ استعمار غربي توضيح مي‌دهد. سپس به مبارزات و خدمات مناديان اتحاد مسلمانان همانند شيخ عبده، كواكبي، اقبال و… كه به الهام از سيد جمال در مسير مبارزه با استعمار و استبداد قرار گرفتند، مي‌پردازد.

در بررسي مصلحان ايراني و شيعي طرفدار وحدت مسلمين شخصيت و مبارزات انديشمنداني چون شيخ طوسي، ميرزاي شيرازي، كاشف الغطاء، آخوند خراساني، مازندراني، نائيني، سيدشرف‌الدين، علامه اميني، آيت‌ا… بروجردي و… را تبيين مي‌نمايد.

در بررسي شخصيت شيخ طوسي از او به عنوان يكي از درخشانترين ستارگان جهان اسلام و نمونه كاملي از تجلي اسلام در كالبد ايراني ياد كرده و خصوصيت تفكر و رفتار فرامذهبي و وحدت‌گراي وي را به عموم علماي اسلامي تعميم مي‌دهد:

شيخ طوسي صددرصد يك عالم اسلامي است، جز رنگ اسلامي رنگ ديگري ندارد. او از كساني است كه از بركت تعليمات اسلامي پا روي تعصبات قومي و نژادي گذاشتند، شعوبي‌گري را محكوم كردند و مقياس‌هاي جهاني و انساني اسلام را محترم شمردند. اكثريت قريب به اتفاق دانشمندان بعد از اسلام چنين‌اند».(مجموعه آثار، ج 2، ص127)

استاد در مقاله الغدير و وحدت اسلامي به آراء و خدمات علامه اميني براي تحقق وحدت اسلامي بين شيعه و سني پرداخته و قلمرو وحدت را به همه پيروان مذاهب مختلف اسلامي بسط داده و به استناد آياتي مانند انما المؤمنون اخوه، اخوت اسلامي مدنظر علامه اميني را طرح نموده و اظهار مي‌دارد كه هيچ مباحثه علمي و مجادله كلامي نبايد آسيبي به وحدت و اخوت فريقين برساند كما اينكه سيره‌ي سلف و در رأس آنها صحابه و تابعين همين بوده است.

در مورد علاقه وافر استادش، آيت‌ا… بروجردي نسبت به وحدت اسلامي و دشمن شناسي و خدماتش در مسير وحدت و اعتلاي امت اسلامي مي‌نويسد:

يكي از مزاياي معظم له توجه و علاقه فراواني بود كه به مسأله وحدت اسلامي و حسن تفاهم و تقريب بين مذاهب اسلامي داشت. اين مرد چون به تاريخ اسلام و مذاهب اسلامي آشنا بود، مي‌دانست كه سياست حكام گذشته در تفرقه و دامن زدن آتش اختلاف چه اندازه تأثير داشته است، و هم توجه داشت كه در عصر حاضر نيز سياست‌هاي استعماري از اين تفرقه حداكثر استفاده را مي‌كنند و بلكه آن را دامن مي‌زنند و هم توجه داشت كه بعد و دوري شيعه از ساير فرق سبب شده كه آنها شيعه را نشناسند و درباره‌ي آنها تصوراتي دور از حقيقت بنمايند. به اين جهت بسيار علاقمند بود كه حسن تفاهمي بين شيعه و سني برقرار شود. كه از طرفي وحدت اسلامي كه منظور بزرگ اين دين مقدس است تأمين گردد و از طرف ديگر شيعه و فقه شيعه و معارف شيعه آن طور كه هست به جامعه تسنن كه اكثريت مسلمانان را تشكيل مي‌دهند معرفي مي‌شود».(مجموعه آثار، ج20، ص154)

آيت‌ا… بروجردي عاشق و دلباخته وحدت مسلمين بوده و در فضايي سرشار از صميميت با علماي برجسته تسنن شيخ عبدالمجيد سليم و سپس شيخ محمود شلتوت براي تحقق اين آرمان بزرگ در قالب«دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» همكاري مي‌كند.

براي اولين بار بعد از چندين صد سال بين زعيم روحاني شيعه و زعيم روحاني سني شيخ عبدالمجيد سليم و بعد از فوت او به فاصله دو سه سال شيخ محمود شلتوت مفتي حاضر مصر و رئيس جامع ازهر روابط دوستانه‌اي برقرار شد و نامه‌ها مبادله گرديد. قطعاً طرز تفكر معظم‌له و حس تفاهمي كه بين ايشان و شيخ شلتوت بود مؤثر بود در اين كه آن فتواي تاريخي معروف را در مورد به رسميت شناختن مذهب شيعه بدهد. معظم له را نبايد گفت نسبت به اين مسأله علاقمند بود، بلكه بايد گفت عاشق و دلباخته اين موضوع بود و مرغ دلش براي اين موضوع پر مي‌زد». (مجموعه آثار، ج20، ص155)

استاد مطهري، غيرت و حميت ديني و حس همدردي ديگر استادش، علامه طباطبايي در ياري و كمك به برادران ديني خود و نيز دغدغه خودش را چنين مطرح مي‌كند:

علامه طباطبايي سلمه‌ا… واقعاً از خدمتگزاران بسيار بزرگ اسلام است… اين مرد، بسيار مرد جليل القدر و عظيم المنزله‌اي است و يكي از كارهايي كه اخيراً ايشان اقدام فرموده‌اند موضوع همدردي با برادران اسلامي است… ايشان دو سه حساب اخيراً باز كرده‌اند… اين حساب به نام سه نفر باز شده است[كه من نفر سومشان هستم] … همه‌ي ما ايراني‌ها اگر بخواهيم همه‌ي پولهايمان را روي هم بريزيم، شايد به قدر دو تا يهودي كه در آمريكا نشسته‌اند و پول دنيا را از راه ربا و دزدي ثروت دنيا مي‌برند نشود، ولي حساب اين است كه مسلمان شرط مسلمانيش همدردي … و همدلي است». (احياي تفكر اسلامي ص27-24)

مجموعه تلاش‌ها و اقدامات رهبران ديني و مصلحان، با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره)، در ابعادي به ثمر مي‌نشيند. مصلح و بيدارگر بزرگي كه شهيد مطهري از شخصيت او با تعابيري چون جان جانان ياد مي‌كند و در ادامه سلسله مصلحان به تجليل از استاد فرزانه خود و مساعي و پشتكار او در مسير وحدت و اعتلاي جهان اسلام مي‌پردازد.

پس از رحلت امام(ره) حضرت آيت‌ا… خامنه‌اي با تداوم راه امام، آرمان اتحاد اسلامي را دنبال نمودند. از جمله در قالب تأسيس مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي كه سالانه در تهران برگزار مي‌شود و دفاع و حمايت از ملت‌هاي مسلمان اعم از برادران فلسطيني، بوسني، افغانستان، لبنان، عراق و… و در سال‌هاي اخير به بهانه نامگذاري براي هر سال باز شاهد آن هستيم كه در اين امر نيز مقوله وحدت تعقيب مي‌شود همانند عنوان سال 85 كه به نام مبارك پيامبر اعظم و نيز سال 86 كه به نام سال وحدت ملي و انسجام اسلامي، از جانب معظم له معنون گرديد.

ايشان در سال 77 به مناسبت سالگرد شهادت شهيد مطهري طي بياناتي پيرامون شخصيت آن استاد فرزانه و كوشش او در مسير وحدت فرمودند:

عزيزان من! آن چه كه امروز مي‌تواند اين جبهه را مستحكم بكند – جبهه ايمان و جبهه حق را - عبارت است از تمسك به وحدت كلمه در زير سايه اسلام، و در زير سايه حسين بن علي(ع)، در زير سايه‌ي معارف عاليه اسلام، كه شخصيت‌هايي مثل شهيد مطهري آن را در كتاب‌هاي خود براي آگاهي مردم تبيين و تشريح كردند. تمسك به وحدت در پرتو اين خورشيدهاي فروزان، به فضل الهي اين كشور را از اين مرحله هم مثل مراحل گذشته خواهد گذارند و دشمن را ناكام خواهد كرد.(استاد در كلام رهبر، مجبتي پيرهادي، انتشارات صدرا، مرداد 85 ص51)

لذا به دنبال تلاش مستمر علماي تداوم بخش راه و شعارهاي سلسله جنبان نهضت‌هاي اسلامي، سيدجمال‌الدين اسدآبادي و بركات و ثمرات حاصل از تشكيل نظام جمهوري اسلامي ايران شاهد گسترش روز افزون موج نهضت بيداري و تحقق شعار اتحاد و اخوت اسلامي در بين علما و نيز مردم مسلمان مذاهب مختلف اسلامي در سطح جهان از لبنان، مصر، عراق و.. هستيم.


 خلاصه و نتيجه

ايجاد اتحاد و اخوت ميان ملت‌ها و آحاد مسلمانان در سراسر جهان از اهداف و آرمان‌هاي اصيل اسلام است كه ريشه در قرآن و سنت و آراء انديشمندان مذاهب اسلامي دارد. جهت عملي شدن اين هدف و شكل‌گيري امت واحده اسلامي در راستاي اعتلاء و عزت و عظمت و اقتدار جهان اسلام، وحدت بر محور اصول دين و مشتركات اعتقادي و دامن نزدن به مسائل اختلافي در اين عرصه از ضروريات است.

شهيد مطهري در آثار و اقدامات خود همواره بر اين اصل تأكيد داشته‌اند كه نمونه‌هايي در اين نوشتار اشاره شد. دغدغه جدي آن بزرگوار در تبيين و طرح اين استراتژي در آثار مختلف ايشان امري ستودني و نيز درسي براي اهل علم و صاحبان قلم و آحاد مردم مسلمان است ايشان در بررسي و نقد مذاهب اهل سنت و افكار و عقايد و متون بزرگان و رهبران آن از زاويه برخورد برادرانه و به دور از هر گونه اهانت بلكه در صفا و صميمت و دلسوزي و نيز منصفانه به بررسي و ارائه نظر مي‌پردازند.(مثلاً بيان ساده زيستي خليفه دوم در عصر خلافت و يا احترام و ادب خاص نسبت به قرآن در محافل و جلسات قرآني اهل سنت برخلاف محافل شيعي و تبيين فداكاري‌ها و خدمات بزرگان تسنن از جمله علامه اقبال لاهوري در مسير اتحاد اسلامي كه با ارادت ويژه‌اي از ايشان نام مي‌بر‌ند و…)

بنابراين وحدت مورد نظر ايشان به معني دست شستن از عقايد مذهبي و قبول يك مذهب واحد نيست بلكه با حفظ اعتقادات مذهبي اعتصام به حبل ا… و وحدت و اخوت بر مبناي اسلام و قرآن عزيز و پيامبر گرامي اسلام و ساير مشتركات(اصول دين و ضروريات آن) و طرد و برخورد با هر گونه تعصب مذهبي افراطي و حركات متحجرانه است.

در سايه گسترش قلمرو نهضت بيداري اسلامي استكبار جهاني به سركردگي آمريكا در مصاف با امت اسلام از هيچ تلاشي فروگذار نكرد و نمي‌كند. به گونه‌اي كه«مايكل برانت» معاون سابق سيا در شدت دشمني با اسلام و مسلمين و توطئه‌هاي تفرقه افكنانه مي‌گويد:

ما به جاي ضرب المثل انگليسي«اختلاف بينداز و حكومت كن» از سياست«اختلاف بينداز و نابود كن» استفاده مي‌كنيم و در همين راستا برنامه‌ريزي گسترده‌اي را براي سياست‌هاي بلند مدت خود طرح كرديم».

با عنايت به حساسيت‌هاي كنوني و عزم استكبار در تضعيف و نابودي اسلام و مسلمين و رهنمودها و فرمايشات مقام معظم رهبري و مراجع و علماي جهان اسلام، بر همه عاشقان اسلام و قرآن عزيز و شيفتگان و دلدادگان پيامبر اسلام فرض است كه در مقابله با عزم ضداسلامي و ضدانساني استكبار جهاني همت گمارند تا به زودي شاهد اوج همبستگي و برادري و صفا و صميميت در پيروان مذاهب مختلف اسلامي و تشكيل امت واحد و عزت و اقتدار آن و تكرار دوباره‌ي دوره‌ي طلايي تاريخ اسلام باشيم.


انشاءا


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 20:11  توسط محبوبه سادات . ارقول  | 

 

رهبر حکيم و فرزانه انقلاب اسلامى حضرت آيت الله العظمى خامنه اى “دام‌ظله” در پيام نوروزى خود به مناسبت آغاز سال 1386 سال جديد را به عنوان زيبا و حکيمانه “ اتحاد ملى و انسجام اسلامى “معنون و نامگذارى نمودند.معظم له در بخشى از اين پيام فرمودند:


“ به نظر من امسال،سال “اتحاد ملى و انسجام اسلامي” است؛يعنى در درون ملت ما اتحاد کلمه همه آحاد ملت و قوميتهاى گوناگون و اصناف گوناگون ملى و در سطح بين المللى انسجام ميان همه مسلمانان و روابط برادرانه ميان آحاد امت اسلامى از مذاهب گوناگون و وحدت کلمه آنها”



در رابطه با عنوان و نامگذارى سال جديد که يک خلاقيت و ابتکار از جانب رهبر فرزانه انقلاب اسلامى مى باشد نکات ذيل بايد مورد توجه قرار گيرد:


1. نامگذارى سال جديد در واقع تعيين استراتژى و مهمترين محورى است که تداوم و استمرار انقلاب اسلامى و مواجهه با دشمنان آن و دستيابى به اهداف نظام اسلامى در گرو آن است.


2. نگاه استراتژيک به نامگذارى سال مستلزم آن است که فضا سازى تبليغاتى و ايجاد موج فکرى در مورد نام و عنوان سال تنها بايد به عنوان يک زمينه و مقدمه جهت تحقق فلسفه نامگذارى نگريسته شود.


3. ازآنجا که نامگذارى سال براساس عقبه عقلانى و تحليل قوى تعيين مى گردد،بنابراين خاستگاه و منويات عنوان سال جديد در بيانات نوروزى و مشهد مقدس رهبر حکيم انقلاب اسلامى منعکس مى شود و جامع ترين و دقيق ترين منبع براى تبيين نام سال جديد مى باشد.


4. نگاه استراتژيک به نامگذارى سال مقتضى آن است که راهبردهاى تحقق آن در ابعاد فرهنگي،سياسي،اقتصادى و اجتماعى آن تعيين و عملياتى و حتى نهادينه گردد.


خاستگاه نامگذارى سال 86 به نام “اتحاد ملى و انسجام اسلامي”


رهبر فرزانه انقلاب اسلامى در پيام نوروزى چهار موضوع را بعنوان مقدمه براى نام گذارى سال جديد مطرح کردند که مبين خاستگاه نامگذارى سال86 بعنوان “اتحاد ملى و انسجام اسلامي” مى باشد:


1. موقعيت ملى و بين المللى نظام جمهورى اسلامى ايران


مقام معظم رهبرى فرمودند :


“ در يک نگاه جمع بندى شده، من مى توانم با اطمينان اين را به ملت عزيزمان عرض کنم که در سال 85 موفقيت هاى ملت ايران بيش از تلخى ها و ناکامى ها بود؛ پيشرفتهاى ما بيش از توقف ها و سکون هاى ما بود. شادى هاى حوادث بيش از تلخى ها بود. در عرصه داخلى تلاش هاى متراکم براى پيشرفت کشور، در همه جا ديده شد؛ تصميم هاى بجا و خوب از سوى مسئولان و تحرک عمومى در اين زمينه ها، تحرک مطلوبى بود. “


“ در عرصه بين المللى و سياسى جهانى هم پيشرفت هاى نظام جمهورى اسلامى ايران پيشرفت هاى چشمگيرى بود. ملت ما و کشورما به برکت نظام جمهورى اسلامى در دنيا سرافراز شد؛ ابهت ملى ما و نگاه مهربانانه مردم ما نسبت به ملت هاى جهان و ملت هاى مسلمان در همه حوادث آشکار شد؛ عزم راسخ ملى ما در زمينه هاى علمي، در تحرک اقتصادى براى ديگران تا حدود بسيارى روشن شد.”


2. اولويت اول حرکت ملى


مقام معظم رهبرى فرمودند:


“ در سال 86 ادامه حرکت ملى بايد يک ادامه متناسب با نيازهاى ملت ما باشد. اين يک حقيقتى است که ملت ايران بر اثر تسلط قدرت هاى طاغوتى و قدرتهاى فاسد و دولتهاى وابسته يا بى کفايت در طول دهها سال - شايد نزديک به دويست سال - دچار عقب ماندگى هاى زيادى در عرصه هاى گوناگون بوده است. امروز که ملت ايران به برکت اسلام و نظام جمهورى اسلامى به خود آگاهى و اعتماد به نفس دست يافته است، بايد ما اين فاصله هاى طولانى را با سرعت طى کنيم. ما فاصله هاى بسيار زيادى باآنچه که شان ايران سربلند و پرافتخار است، داريم؛ اين فاصله ها جز با همت بلند ، جز با اميد بى پايان ، جز با تلاش همه جانبه ملى ميسر نخواهد شد.”


3 .ظرفيت هاى ملى در مواجهه با چالش ها


“ ملت ما هدف روشنى دارد، هدف بزرگ ما “ استقلال ملي،عزت ملى و رفاه عمومى ملت “ است.


همه اينها به برکت اسلام و ايمان اسلامى تحقق يافتنى است. ما اين را تجربه کرديم و دريافتيم.ملت ما ظرفيت بسيار زيادى براى پيمودن راه هاى دشوار به سوى آينده هاى محبوب و مطلوب دارد. ظرفيت ملى ما، اگر به طور کامل و همه جانبه مورد استفاده قرار بگيرد، بدون ترديد ملت ايران خواهد توانست به همه اميدها و آرزوهاى خود دست پيدا کند.


“ بديهى است که يک ملت زنده، با چالش ها مواجه است؛ چالش ها، لازمه زنده بودن است. هر موجود زنده اى بايد هزينه زنده بودن خود را بپردازد تا بتواند به اهداف خود دست پيدا کند. زنده بودن همراه با چالش هاست؛ همراه با مانع‌هاست؛ از مانع ها بايد عبور کرد. احيانا همراه با دشمنى هاست؛براى دشمنى ها بايد تدبير و انديشه راسخ داشت.عزم قوى را بايد دستمايه اين حرکت کرد.”


4.راه هاى دشمنى دشمنان با مردم ايران و اسلام


“ با نگاه به حوادث و مسائل جهانى به روشنى در مى يابيم که دشمنان ملت ايران درصدد آنند که دشمنى خود را از دو راه با ملت ايران به تحقق برسانند:


يکي؛ايجاد تفرقه در ميان صفوف ملت؛ از بين بردن يکپارچگى ملت ايران و از دست ملت ايران اين نيروى عظيم وحدت را ربودن و آنها را به اختلافات داخلى سرگرم کردن.


دومي؛ايجاد مشکلات اقتصادى و تلاش براى توقف ملت ايران در زمينه هاى گوناگون سازندگى کشور ورفاه عمومى خود.”


“ علاوه براين،در سطح دنياى اسلام هم يک تلاش وسيع و عميقى از سوى دشمن محسوس است براى اينکه ميان ملت ايران و جوامع گوناگون مسلمان ديگر،فاصله بيندازند؛ اختلاف مذهبى را بزرگ کنند؛ جنگ شيعه و سنى را در هر نقطه اى از دنيا که ممکن باشد به وجود بياورند.


بنابراين محورهاى چهارگانه در پيام نوروزى رهبر فرزانه انقلاب (موقعيت ملى و بين المللى انقلاب اسلامى ، ادامه حرکت ملى اولويت اول، ظرفيت ملى حرکت ملى و راه هاى دشمنى دشمنان مردم و اسلام ) خاستگاه و مبناى نامگذارى سال 86 به نام”اتحاد ملى و انسجام اسلامي” است زيرا محور اساسى دشمنى استکبار جهانى با انقلاب اسلامى ، موقعيت برتر جمهورى اسلامى در معادلات منطقه اى و بين المللى و استمرار حرکت ملى در راستاى استقلال و عزت و رشد و تعالى علمى و ظرفيت بالاى ملى براى رسيدن به قله هاى اقتدار و قدرت مى باشد و مهمترين عاملى که بستر اصلى حفظ موقعيت نظام، استمرار حرکت ملى و تحقق اهداف نظام مى باشد، در سطح جامعه “ اتحادملي” و در سطح جهان اسلام “انسجام اسلامي” امت اسلامى است.


راهبردهاى “اتحاد ملى و انسجام اسلامي” در قرآن کريم


1. حل اختلافات به وسيله کتاب خدا


“ کان الناس امه و احده فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الکتاب بالحق ليحکم بين الناس فيما اختلفوا فيه”(بقره213)


مردم يک امت واحده بودند و براين اساس خداوند پيامبران را فرستاد تا مردم را بشارت و بيم دهند و همراه آنان کتابى را به حق فرستاد تا ميان آنها نسبت به آنچه اختلاف مى کنند، داورى کنند.


با توجه به اينکه اختلاف در ميان انسانها از همان ابتدا خلقت ميان هابيل و قابيل به وجود آمد بنابراين نمى توان هيچ برهه اى از تاريخ را در نظر گرفت که مردم امت واحده بوده اند. بنابراين مراد از “کان الناس امه واحده” اين است که خداوند در طراحى و مهندسى تکامل انسان وحدت جامعه را به عنوان يک عنصر و عامل مهم مورد نظر قرار داده است و بر اين اساس پيامبران را فرستاده است تا با حل اختلافات مردم بر اساس کتاب الهى ميان آنان وحدت و انسجام ايجاد نمايند. 

 

                    

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 20:9  توسط محبوبه سادات . ارقول  | 

سال 86 شايد متفاوت از سال‌هاي پيشين نام‌گذاري شد . در واقع امسال  نه به خاطر مناسبت تقويمي بلكه به خاطر وجود دو عنصر تخريبي دشمن ، و براي جلوگيري از تهاجم آن ، به رمز يا نام وحدت ملي و انسجام اسلامي ، ناميده شد.
اين دو عنصر عملياتي دشمن عبارت است از :« ايجاد تفرقه و تضعيف وحدت ملي ايرانيان و اختلاف در جهان اسلام» .
اكنون بايد ديد براي رسيدن به وحدت ملي و انسجام اسلامي در طول يك سال ، چه راهكار هايي وجود دارد:
الف : وحدت ملي :
1. ميهن اسلامي ما ايران از ده ها نژاد و گويش و طايفه تشكيل شده است . تنوع دين و مذهب نيز از ديگر ويژگي هاي اين كشور پهناور است . گرچه هر خطه نامي و هر فرقه ديني و هر طايفه گويشي دارند اما برابر قانون اساسي و اكثريت جامعه و تاريخ گذشته اين سرزمين ، زبان رسمي ، فارسي و دين رسمي ، اسلام و مذهب شيعه است .
جداي هرگونه تعصب و خود محوري ، احترام همه اقوام ايراني به اين موارد رسمي قانون اساسي ، يك اصل مهم در ايجاد اتحاد و همدلي است . چه اين كه همگرايي به سوي نقطه مشترك و تافته جدا بافته نبودن، رمز و لازمه اتحاد است و جز آن عمل كردن به دور از خرد .
رعايت قوانين اسلامي در جامعه ، احترام به باورهاي شيعي و پاسداشت زبان شيرين فارسي ، چيزي است كه هر ايراني با پايبندي به آن قدمي در راه اتحاد برداشته است.
2. واقعيت جامعه متكثر ايراني ، تنوع گرايش‌هاي ديني مذهبي ، زبان و گويش است . همواره بايد به خاطر داشت كه افتخارات و امتيازات هر دسته و گروهي در مجموعه خود ، محترم و عزيز است و نبايد پافشاري بر مسايل ملي باعث زير پانهادن خرده فرهنگ ها و رسوم محلي شود.
همساني امور فرهنگي به ويژه زبان و ادبيات با حساسيت‌هاي بومي ، نقش كارسازي در احساس هم‌نوعي ايجاد مي كند . به ديگر سخن ، اهميت دادن به گويش‌ها ، آداب  و رسوم محلي و داستان‌ها و قهرمان ها نه تنها موجب جدايي و تشتت نيست بل كه حس احترام مشترك و متقابل را ايجاد مي كند . آنگاه كه يك قوم ايراني خود را ميان ديگر هم وطنان ، داراي شخصيت رسمي و معتبري ببيند، علايق ملي و همگرايي فراگروهي در او تقويت مي شود.
استفاده از زبان‌ها و گويش‌هاي محلي چون كردي، لري، تركي، عربي و... و نيز ترويج و شناسايي فرهنگ‌هاي بلوچي ، زابلي ، تركمني ، آذري ، گيلكي و... يك فرصت است براي تحريك عواطف پاك اقوام ايراني كه در كنار هم  ايران را مي‌سازند.
3. نكته ديگري كه در هر جامعه انساني قابل فهم و اجراست، حركت به سوي خواست هاي ملي و عزت آور است . جامعه ايراني هنوز از ملي شدن صنعت نفت ، پيروزي انقلاب اسلامي و بيرون راندن سردمداران پهلوي، تسخير لانه جاسوسي و مقابله با استكبار جهاني در هشت سال دفاع مقدس ، به خود مي‌بالد و افتخار مي‌كند. تكريم چنين پيروزي ها و نگهباني از چنين روحيه هايي را نبايد به فراموشي سپرد . توليد علم و نهضت نرم افزاري نيز در همين راستا مي‌تواند علاوه بر پيشرفت كشور ، مايه مباهات و دستاوردهاي غرور آفرين باشد . دانش انرژي هسته‌اي از همين مقوله‌هاست كه اگر با اعتماد دوجانبه مسئولان و مردم همراه شود فرصتي است تا فرزندان اين ميهن اسلامي ، اهتزاز پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران را در نگاه هر بيگانه‌اي ، به نمادي از قدرت ، افتخار و شكوه بنمايانند .  كاري كه نمونه بسيار نازل آن را در ميادين ورزشي بارها ديده ايم . اين حس مشترك ملي براي هر ايراني در هر كجاي جهان كه باشد شيرين است و نمي توان آنرا محاصره يا مصادره كرد .

انسجام اسلامي :
1. اختلاف عقيده همان قدر كه ميان دو كيش وجود دارد و مي‌تواند مايه تنازع و درگيري شود، در ميان هم‌كيشان نيز تنش‌زاست . از اين رو چنان‌چه در جامعه ، وحدت ملي ، يك ضرورت باشد ، بايد با تسامح در باره نقاط اختلاف برخورد كرد و اشتراك‌ها را پررنگ تر از اختلاف ها ديد . اين نه به اين معني است كه دسته اي از بخشي از باورهاي خود دست بردارد بلكه همزيستي ايجاب مي كند ، حلقه‌هاي اتصال را بيروني تر و گره‌هاي جدايي را دروني تر چيد.
نگاه‌هاي تكفيري ، انحصار هدايت‌يافتگي در فرقه خود و تنگ نظري‌هايي كه در ذات هيچ دين آسماني وجود ندارد، عامل مخرب وحدت است كه عقلاي قوم، دست كم براي جلوه آبرومندي مذهب خود بايستي به تلطيف فضاي ايماني و رفتارهاي مذهبي بپردازند .  
2. باز تعريف انديشه و راهكارهاي وحدت ، با تاكيد بر صراحت و شفافيت ، سازه قدرتمندي در ساختار همگرايي و كاهش شكنندگي آن است . اعتماد دوجانبه به رعايت اصول وحدت و وفاداري به ملزومات آن از همين تعريف به دست مي‌آيد . واضح‌تر آنكه بايد همه به نتيجه برسيم كه چه انگيزه‌اي از وحدت داريم؟ منظورمان از وحدت چيست و راهكار و محدوده آن كدام است ؟ بر سر چه چيزي مي‌خواهيم متحد شويم؟ و تكليف اختلاف‌ها چه مي‌شود؟
نبود منشور جامع و مانع كه مورد اتفاق همه گروه‌ها و دسته‌ها باشد و بدرستي ، مفهوم همسنگري و همزيستي را توضيح دهد ، خود مشكلي است كه سوء تفاهم‌ها و كج فهم‌‌هايي را درپي‌خواهد داشت كه آفت وحدت است . در اين زمينه روشنفكران و علماي اسلامي كه ذهني فارغ از تعصبات جاهلي دارند و مي‌توانند به واقعيات بزرگ‌تر و فرامذهبي بيانديشند ، وظيفه‌اي گران و تاريخي دارند . مقام معظم رهبري در اين باره مي فرمايند : «تدوين منشور وحدت اسلامي به همت علماي اسلام، ضروري و مطالبه‌اي تاريخي است که اگر امروز به اين وظيفه عمل نشود، نسلهاي بعدي ما را مؤاخذه خواهند کرد» 

اكنون در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي ، نيكوست به برخي از اصول پوياي قانون اساسي نگاهي بيافكنيم و اصولي وحدت آفرين كه نبايد از آن غفلت كرد را مرور كنيم :

اصل 11
به حكم آيه كريمه "ان هذه امتكم امه واحده و اناربكم فاعبدون" همه مسلمانان يك امت‏اند و دولت جمهوري اسلامي ايران مظوف است سياست كلي خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامي قرار دهد و كوشش نيز به عمل آورد تا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد.
 
اصل 12
دين رسمي ايران، اسلام و مذهب جعفري اثني‌عشري است و اين اصل الي‏الابد غير قابل تغيير است و مذاهب ديگر اسلامي اعم از حنفي، شافعي، مالكي، حنبلي و زيدي داراي احترام كامل مي‌باشند و پيروان اين مذاهب در انجام مراسم مذهبي، طبق فقه خودشان آزادند و در تعليم و تربيت ديني و احوال شخصيه (ازدواج، طلاق، ارث و وصيت) و دعاوي مربوط به آن در دادگاه‏ها رسميت دارند و در هر منطقه‏اي كه پيروان هر يك از اين مذاهب اكثريت داشته باشند، مقررات محلي در حدود اختيارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پيروان ساير مذاهب.
 
اصل 13
ايرانيان زرتشتي، كليمي و مسيحي تنها اقليت‌هاي ديني شناخته مي‏شوند كه در حدود قانون در انجام مراسم ديني خود آزادند و در احوال شخصيه و تعليمات ديني بر طبق آيين خود عمل مي‌كنند.
 
اصل 14
به حكم آيه شريفه "لاينهاكم‏الله عن‏الدين لم يقاتلوكم في‌الدين و لم‏يخرجوكم‏ من دياركم‏ ان تبروهم و تقسطوااليهم ان‏الله يحب‏المقسطين" دولت جمهوري اسلامي ايران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت كنند. اين اصل در حق كساني اعتبار دارد كه بر ضد اسلام و جمهوري اسلامي ايران توطئه و اقدام نكنند.
 
اصل 15
زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است. اسناد و مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد ولي استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه‏هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس، در كنار زبان فارسي آزاد است.
 
اصل 16
از آنجا كه زبان قرآن و علوم و معارف اسلامي عربي است و ادبيات فارسي كاملا با آن آميخته است اين زبان بايد پس از دوره ابتدايي تا پايان دوره متوسطه در همه كلاسها و در همه رشته‏ها تدريس شود.
 
اصل 17
مبداء تاريخ رسمي كشور هجرت پيامبر اسلامي (صلي‌الله عليه و آله وسلم) است و تاريخ هجري شمسي و هجري قمري هر دو معتبر است، اما مبناي كار ادارات دولتي هجري شمسي است. تطعيل رسمي هفتگي روز جمعه است.
 
اصل 18
پرچم رسمي ايران به رنگهاي سبز و سفيد و سرخ با علامت مخصوص جمهوري اسلامي و شعار "الله اكبر" است.
 
اصل 19
مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود.
 
اصل 20
همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت و موازين اسلام برخوردارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 20:3  توسط محبوبه سادات . ارقول  | 

 

مقدمه:
اتحاد ملي يک مساله داخلي است وانسجام اسلامي يک مساله خارجي وهرکدام نيازمند راهکارهاي متفاوت (وحتي گاه متناقض) مي باشند. چرا که يک راهکار ممکن است منجر به انسجام اسلامي بالا، اما اتحاد ملي پايين وبالعکس راهکار ديگري ممکن است منجربه اتحاد ملي بالا ولي انسجام اسلامي پايين شود. دراين نوشتار سعي بر ارائه راهکارهايي است که همزمان منجر به اتحاد ملي وانسجام اسلامي بالايي گردند واز ارائه راهکارهايي با نتايج متضاد يا متناقض و گيج کننده پرهيز شده است. پيش از ارائه هرگونه راهکار بايستي عواملي که منجر به اتحاد ملي وانسجام اسلامي در کودکان ونوجوانان مي شوند را شناسايي نماييم وپس از آن با برنامه ريزي هاي دقيق زمينه هاي لازم را براي تقويت شکل گيري نگرش مثبت نسبت به اتحاد ملي وانسجام اسلامي وهمچنين کسب دانش لازم وايجاد رفتارها مناسب فردي وگروهي فراهم کرد. مباني نظري تحقيق، مطالعات رشد کودک ونوجوان و مصاحبه هاي صورت گرفته توسط محقق با تعدادي از دانشجويان عوامل مهم وتاثيرگذار برکودکان ونوجوانان (که مي توان از طريق آنها به تقويت اتحاد ملي وانسجام اسلامي پرداخت) را به شرح مدل ذيل استخراج نمود.
(شکل يک -  مدل مفهومي عوامل موثر در شکل گيري و تقويت اتحاد ملي و انسجام اسلامي )
خانواده
والدين و برادران وخواهران نقش بسزايي در رشد همه جانبه فرد وازجمله ايجاد زمينه هاي لازم براي شکل گيري نگرش مثبت نسبت به اتحاد ملي و انسجام اسلامي دارند. لذا يکي از راهکارهاي مناسب به منظور ايجاد بستر لازم براي تقويت اتحاد ملي وانسجام اسلامي و ارائه آن در همان دوران اوليه رشد به کودکان ونوجوانان، بستر سازي اين مطلب در خانواده است. به اين منظور مي توان از نهادهاي مختلف (ازجمله آموزش و پرورش، بسيج، پليس و...) به منظور ارائه آموزشهاي لازم به خانواده جهت چگونگي بستر سازي اين امر در خانواده کمک گرفت.
مدرسه ( معلمان، محتواي آموزشي)
يکي ديگرازعوامل مهم و اثرگذار بر رشد کودکان و نوجوانان مدرسه است. مدرسه به طرق گوناگون رشد همه جانبه کودکان ونوجوانان وهمچنين نوع و ميزان دانش ونگرش آنها را نسبت به موضوعات مختلف از جمله تاريخ مشترک، سرزمين مشترک، و..... اتحاد ملي وانسجام اسلامي تحت تاثير قرار مي دهد. لذا به اين منظور بايستي کتب تحصيلي مورد بازنگري دقيق قرار گرفته ومفاهيم مربوط به اتحاد ملي وانسجام اسلامي (ادبيات وتاريخ مشترک، رسالت مشترک، دين مشترک، فرهنگ وهنر، و....) به نحو دقيق و کارشناسانه درمحتواي کتب تحصيلي، داستانها وحکايتها، ضرب المثل ها و...  وارد گردد. ازاين طريق معلمان که انتقال دهندگان کليدي محتواي کتب رسمي هستند، آنها را به دانش آموزان انتقال داده و موجب درک عميق و نگرش مثبت نسبت به اتحاد ملي وانسجام اسلامي درخود ودانش آموزان (ودر نهايت درکل اجتماع) مي شوند. به اين صورت دانش آموزان به تدريج با اين مفاهيم آشنا شده وآنها را دروني مي کنند و درسرانجام خود آنها نيز به عنوان افرادي که در آينده اين دانش ونگرش مثبت را به ساير افراد اجتماع انتقال خواهند داد درخواهند آمد.
همسالان
همسالان تاثير بسيار زيادي بر رشد کودک و نوجوان دارند. لذا تدارک برنامه هاي مناسب گروهي، بازديد گروهي از موزه ها، آثار واماکن تاريخي ملي (ارگ بم، تخت جمشيد، سي وسه پل، عالي قاپو، هشت بهشت، ايوان مدائن و...) و مذهبي (حرم مطهر پيامبر اکرم (ص) وائمه عليهم السلام) موجود درايران وجهان اسلام تاثيرمناسبي برشکل گيري وتقويت اتحاد ملي وانسجام اسلامي دارد.
رسانه ها ومطبوعات
رسانه ها ومطبوعات به دليل داشتن مخاطبان وسيع ازهمه اقشار جامعه تاثير بسيار زيادي بررفتارهاي افراد جامعه وبخصوص کودکان ونوجوانان دارند. بنابراين آنها مي توانند با تدارک برنامه هاي مناسب براي کودکان ونوجوانان به شکل گيري وتقويت اتحاد ملي وانسجام اسلامي کمک هاي فراواني بنمايند. علاوه برآن هزينه بسياري از برنامه هايي که ازطريق رسانه ها پخش مي شود و همچنين زمان ونيروي انساني که صرف اين برنامه ها مي شود به مراتب نسبت به ساير روشها کم تر است. از طريق رسانه ها مي توان آثار واماکن تاريخي ملي ومذهبي موجود درايران وجهان اسلام را به تصوير کشيد. مي توان برنامه هاي مناسب در خصوص شخصيت هاي معتبراين سرزمين از جمله ابن سينا، فارابي، ملاصدرا، خيام، سعدي، حافظ و...  تدارک ديد وبه اين طريق اتحاد ملي را تقويت نمود. علاوه برآن مي توان برنامه هاي مناسب در خصوص مباني ديني واعتقادي از جمله عدالت، برابري، آزادي، اخلاقيات وهمچنين ساير اصول ومباني اسلامي تهيه وعلاوه بر آن به معرفي پيامبران الهي و بخصوص پيامبر اکرم(ص) به عنوان نماد وحدت جهان اسلام (شيعه وسني) پرداخت وازاين طريق انسجام اسلامي را تقويت  نمود. اين رسانه ها همچنين مي توانند شخصيت هاي معتبر جهان اسلام را دعوت نمايند تا علاوه بر معرفي آنها به جامعه از نظرات آنها جهت پيشبرد انديشه اتحاد ملي وانسجام اسلامي بهره گرفت.
دين ومذهب
دين به عنوان يک عنصر بسيار مهم مي تواند نقشي بسيار حياتي در تقويت انسجام اسلامي بازي نمايد. دراين خصوص دين اسلام وپيامبر اکرم(ص) بايستي کانون توجه کتب، رساله ها، مجلات، مقاله ها، فيلم هاي تلويزيوني وغيره قرار گرفته وتمام نهادها وارگان ها براهميت شخصيت والاي پيامبر اکرم (ص) به عنوان عنصر وحدت جامعه اسلامي تاکيد بيش از حد نمايند. نکته مهمي که دراين خصوص شايان توجه است وبنظر مي رسد درحال حاضردرجامعه کمتر به آن پرداخته مي شود.
اين است که تاکيد بسيارزيادي بر ائمه (ع) صورت مي گيرد. درحاليکه شايد به اين اندازه بر خصوصيات والاي پيامبراکرم (ص) تاکيد نمي شود. به عبارت ديگر برنامه ها بايد به گونه اي باشد که شخصيت ائمه(ع) در سايه شخصيت پيامبر اعظم معرفي گردند و شخصيت رسول اکرم تحت الشعاع قرار نگيرد، زيرا نشان دادن ضعف دراين خصوص يقينا به تضعيف انسجام اسلامي ودر نهايت تضعيف اتحاد ملي منجر خواهد شد. بنابراين ضروري است که مشترکات جهان اسلام استخراج ودر برنامه هاي مختلف کانون مورد توجه قرار گيرند.
زبان
زبان نقش مهم وکليدي در اتحاد ملي وانسجام اسلامي بازي مي کند. با توجه به تنوع زباني در داخل کشور وجهان اسلام بسيار ضروري است مطالعات لازم دراين خصوص صورت گيرد تا نقش اين عامل در اتحاد ملي وانسجام اسلامي روشن شود و پس از آن برنامه هاي مناسب براي ارتقا» اتحاد ملي وانسجام اسلامي با توجه به نقش زبان اجرا گردد.
عوامل اجتماعي - فرهنگي
اجتماعي که درآن قرار داريم ترکيبي است از عوامل فوق الذکر وساير عوامل احتمالي که به آن اشاره نشده است و همچنين ارزشها وفرهنگ وخرده فرهنگ هاي حاکم برآن که رفتار ما را احاطه کرده است. اين فرهنگ در حال حاضر درجاتي از اتحاد ملي وانسجام اسلامي را درخود دارد. لذا ضروري است که اين ميزان درجات در جاي جاي ميهن اسلامي مورد بررسي و شناسايي قرار گيرد تا اطلاعات لازم وکليدي استخراج شده وبرنامه هاي مناسب را با توجه به اطلاعات حاصله از وضعيت موجود جامعه ومقايسه آن با وضعيت مورد انتظار طراحي، اجرا، ارزيابي و اصلاح نمود. باشد که منجر به تقويت اتحاد ملي وانسجام اسلامي و دوري از هرگونه نفاق وگسيختگي درسطح داخلي وخارجي گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 20:0  توسط محبوبه سادات . ارقول  | 

 
حزب فقط حزب علی / رهبر فقط سید علی...........حزب فقط حزب الله / رهبر فقط روح الله